تنگریسم و نظام اخلاقی ترکان: بررسی مفاهیم برابری، حکمرانی و محیطزیست در فرهنگ ترکان باستان
چکیده
این پژوهش به بررسی ارزشهای محوری فرهنگ کهن ترکی میپردازد. با تکیه بر کتیبههای اورخون، منابع چینی سلسلههای وِی، سوئی و تانگ، و پژوهشهای معاصر در حوزه تاریخ ترکان باستان، محورهای اصلی بررسی میشود: نماد گرگ و فلسفه نهفته در آن، جهانبینی تنگریسم، احترام به طبیعت و موجودات، جایگاه برابر زن، رادمردی و وفای به عهد، مهربانی با انسانها، و مفاهیم بنیادینی چون آلپ، بیلگه، قوت و تؤره. نتایج نشان میدهد که بسیاری از ارزشهایی که امروز مدرن تلقی میشوند، هزاران سال پیش در فرهنگ ترکی ریشه داشتهاند.
واژگان کلیدی: بوزقورت، تنگریسم، گؤکتورک، خاتون، تؤره، آلپ، بیلگه، کتیبههای اورخون
مقدمه
هر ملتی در طول تاریخ نمادهایی برمیگزیند که آینه ارزشها و آرمانهایش باشد. چینیان اژدها را برگزیدند که موجودی افسانهای و نماد قدرت مطلق بود. ایرانیان شیر را انتخاب کردند که نماد شکوه و سلطنت بود. رومیان عقاب را ستودند که نماد سلطه و فردگرایی بود.
ترکان اما از میان همه جانوران، گرگ خاکستری را برگزیدند. این انتخاب تصادفی نبود. گرگ برای ترکان نه نماد درندگی، بلکه نماد یک نظام اخلاقی کامل بود.
منابع چینی که کهنترین اسناد مکتوب درباره ترکان هستند، نشان میدهند که ترکان از نخستین روشناییهای تاریخ در استپهای اوراسیا حضور داشتند. آنان دولتها ساختند، به ادیان گوناگون گرویدند، تمدنی بزرگ آفریدند و همه زیر آسمان آبی گرد هم آمدند. این مقاله میکوشد ارزشهای بنیادین این فرهنگ کهن را بررسی کند.
فصل اول: گرگ، نماد یک فلسفه زندگی
افسانه آسنا در منابع تاریخی
منابع چینی سلسلههای وِی و سوئی، بهویژه جوئوشو و سوئیشو، افسانه بنیانگذاری ترکان را روایت میکنند. بر اساس این روایت، دشمنان به قبیله آ-شی-نا حمله کردند و همه را کشتند. تنها پسری ده ساله زنده ماند که دست و پایش را بریده و در باتلاقی رها کرده بودند.
گرگ مادهای خاکستری پسر را یافت، زخمهایش را تیمار کرد و او را بزرگ کرد. از نسل این پسر و گرگ، ده پسر زاده شدند که هر یک بنیانگذار قبیلهای شدند. آ-شی-نا یکی از همین ده پسر بود که بعدها دولت گؤکتورک را بنیان نهاد.
باهاءالدین اؤگل در کتاب «اسطورهشناسی ترک» این افسانه را به تفصیل بررسی کرده و نشان داده که روایتهای مشابهی در میان هونها، اویغورها و دیگر اقوام ترک نیز وجود داشته است. ژان-پل رو، ترکشناس فرانسوی، در کتاب «دین ترکان و مغولان» این باور را با توتمیسم مقایسه کرده، اما تأکید میکند که نگاه ترکان به گرگ فراتر از یک توتم ساده بود.
این افسانه چند نکته مهم دارد. نخست اینکه گرگ ماده نجاتدهنده است و این نشاندهنده احترام به عنصر مادینه در فرهنگ ترکی است. دوم اینکه طبیعت پناهگاه انسان است، نه دشمن او. سوم اینکه از نابودی کامل میتوان دوباره برخاست.
فلسفه انتخاب گرگ
جوئوشو در فصل بیستوهفتم که نخستین سند مکتوب حاوی نام «ترک» است، گزارش میدهد که ترکان سنجاقهایی با سر گرگ به کار میبردند و هر سال در مغاره نیاکان مراسم یادبود برگزار میکردند. این یعنی گرگ نه صرفاً یک اسطوره، بلکه بخشی از هویت رسمی دولتی بود.
اما چرا گرگ؟ پاسخ در رفتار این حیوان نهفته است.
گرگ شکارچی است، نه لاشهخوار. طعمه خود را به دست میآورد و منتظر نمیماند که دیگری بکشد و او بخورد. گرگها معمولاً تکهمسر هستند و به جفت خود وفادار میمانند. در گله گرگها، فرزندان بالغ والدین پیر را رها نمیکنند. رهبر گله اول خودش به خطر میرود تا از بقیه محافظت کند.
ابراهیم کافساوغلو در کتاب «فرهنگ ملی ترک» این ویژگیها را با ارزشهای اجتماعی ترکان مقایسه کرده و نشان داده که انتخاب گرگ بازتاب آرمانهای اخلاقی این قوم بوده است.
در کتیبه بیلگه کاغان آمده است که لشکر کاغان مانند گرگ بود و دشمنش مانند گوسفند. این تشبیه نشان میدهد که ترکان گرگ را نماد همکاری گروهی، شجاعت و شرافت میدانستند.
ارگنهقون: فلسفه رستاخیز
افسانه ارگنهقون روایت دیگری از مرگ و تولد دوباره است. بر اساس این افسانه که رشیدالدین فضلالله در جامعالتواریخ و ابوالغازی بهادرخان در شجره تراکمه نقل کردهاند، ترکان پس از شکستی سخت در درهای کوهستانی محصور شدند. کوههای آهنین راه خروج را بسته بود و نسلها در آن دره زیستند.
سرانجام آهنگری کوه را ذوب کرد و راه گشوده شد. ترکان از تنگنا بیرون آمدند و دوباره قدرت یافتند. گرگ خاکستری راهنمای آنان بود.
این افسانه پیامی ژرف دارد: هیچ بنبستی ابدی نیست. با کار، همت و صبر میتوان از هر تنگنایی بیرون آمد. جشن نوروز در میان برخی اقوام ترک به یاد همین رهایی برگزار میشد و آتش افروختن نماد ذوب شدن کوه آهنین بود.
فصل دوم: جهانبینی تنگریسم
انسان، فرزند آسمان و زمین
در جهانبینی ترکان، تنگری یا آسمان نقش پدر را داشت و اومای یا زمین نقش مادر را. انسان فرزند هر دو بود. میرچا الیاده، دینپژوه رومانیایی، در کتاب «شمنیسم» این دوگانگی را یکی از ویژگیهای اصلی ادیان آسیای مرکزی دانسته است.
این نگاه تفاوتی اساسی با بسیاری از جهانبینیهای دیگر داشت. انسان ارباب طبیعت نبود، بلکه بخشی از آن بود. تعادل میان آسمان و زمین اساس نظم کیهانی را تشکیل میداد و هیچکدام بالاتر از دیگری نبود.
قوت: نیروی معنوی
قوت مفهومی عمیقتر از صرف مشروعیت سیاسی داشت. قوت نوعی نیروی حیاتی و برکت بود که از آسمان میآمد. کسی که قوت داشت، کارهایش به سامان میرسید. موفقیت در جنگ، فراوانی محصول، سلامت خانواده — همه نشانههای قوت بودند.
اما قوت را میشد از دست داد. ظلم، بیعدالتی، پیمانشکنی و غرور بیجا قوت را میبُرید. به همین دلیل کاغانها همواره باید عادل و خدمتگزار میماندند، وگرنه قوت از آنان گرفته میشد و سقوطشان حتمی بود.
طلعت تکین در ترجمه و تحلیل کتیبههای اورخون، و محرم ارگین در کتاب «آبیدههای اورخون» این مفهوم را به تفصیل بررسی کردهاند. در کتیبهها بارها عبارت «تنگری یارلیقادوق اوچون» یعنی «به فرمان تنگری» تکرار شده که نشاندهنده اهمیت این باور است.
فصل سوم: احترام به طبیعت و موجودات
همه چیز روح دارد
در جهانبینی تنگریسم، همه موجودات دارای روح بودند. کوهها، رودها، درختان کهن و حیوانات همه محترم بودند. آزار رساندن بیدلیل به هر موجودی ناپسند شمرده میشد.
باهاءالدین اؤگل در مجموعه چندجلدی «مقدمهای بر تاریخ فرهنگ ترک» به مفاهیمی اشاره میکند که این نگاه را نشان میدهند. اومایآنا حامی کودکان و طبیعت بود. ایدوقیر به معنای زمین مقدس بود. این مفاهیم نشان میدهند که احترام به طبیعت در ذات فرهنگ ترکی نهفته بود.
ژان-پل رو در کتاب «گیاهان و حیوانات مقدس در آسیای مرکزی» این باورها را به تفصیل بررسی کرده است. او نشان میدهد که ترکان نه تنها گرگ، بلکه گوزن، عقاب، اسب و بسیاری حیوانات دیگر را نیز محترم میشمردند.
اسب: شریک، نه ابزار
اسب برای ترکان فقط وسیله نقلیه نبود، شریک زندگی بود. در گورهای باستانی ترکان، اسب در کنار صاحبش دفن میشد. در حماسهها و داستانهای دده قورقود، قهرمان با اسبش سخن میگوید و اسب او را درک میکند.
این نگاه با دیدگاهی که حیوان را صرفاً ابزار یا کالا میبیند، کاملاً متفاوت است. اسب عضوی از خانواده بود و رابطه میان سوار و اسب، رابطهای مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل بود.
زندگی در هماهنگی با طبیعت
زندگی کوچنشینی ترکان نه از روی بیثباتی، بلکه بر اساس درک عمیق از طبیعت بود. پیتر گولدن در کتاب «مقدمهای بر تاریخ اقوام ترک» توضیح میدهد که ترکان میدانستند چراگاهها به استراحت نیاز دارند و نمیتوان یک زمین را بینهایت چرانید. کوچ کردن در واقع نوعی مدیریت پایدار منابع طبیعی بود.
یورت: خانهای که با خود میرود
چادر ترکی که به آن یورت یا گِر میگفتند، شاهکار مهندسی بود. در چند ساعت برپا و جمع میشد. در زمستان گرم بود و در تابستان خنک. سبک بود اما در برابر بادهای سخت استپ مقاومت میکرد.
اما فراتر از مهندسی، یورت نماد فلسفهای بود: خانه جایی نیست که به زمین چسبیده باشد، خانه جایی است که خانواده در آن است. ترکان خانه را با خود میبردند. این نگاه نشان میدهد که برای آنان پیوند انسانی مهمتر از پیوند با مکان بود.
فصل چهارم: جایگاه برابر زن
اش: واژهای که فلسفه است
در زبان ترکی به همسر میگویند «اش». این واژه چه برای زن و چه برای مرد به کار میرود و معنایش نظیر، همتا و برابر است. انتخاب این واژه تصادفی نیست. نیاکان ترک وقتی میخواستند از شریک زندگی سخن بگویند، نگفتند مالِ من یا تابعِ من. گفتند نظیرِ من.
خاتون در ساختار قدرت
منابع چینی و کتیبههای ترکی هر دو نشان میدهند که در دولت گؤکتورک بندگی و بردگی وجود نداشت و همه انسانها آزاد بودند. زنان نیز در جامعه جایگاه مهمی داشتند و خاتونها در اداره دولت صاحبنظر بودند.
پروفسور احمد تاشاغیل در کتاب «گؤکتورکها» به اسناد سالهای ۵۸۵ و ۶۱۵ میلادی استناد میکند که نشان میدهند خاتون در تصمیمگیریهای مهم نقش داشت. فرماننامهها نه تنها به نام کاغان، بلکه به نام کاغان و خاتون صادر میشد. سفیران خارجی موظف بودند به هر دو احترام بگذارند.
گزارشهای سفیران بیزانسی مانند زمارخوس که در قرن ششم به دربار ترکان رفته، و گزارشهای سفیران چینی همگی از قدرت و نفوذ خاتونها با شگفتی یاد کردهاند.
تجلیل از مادر در کتیبهها
در کتیبههای اورخون، بیلگه کاغان مادرش را به تانریچا یعنی الهه تشبیه کرده است. همچنین عبارتی هست که میگوید دختر عروسشدنیات کنیز شد. این عبارت نشان میدهد که زنان جایگاه والایی داشتند و افتادن به وضعیت کنیزی امری بسیار شرمآور تلقی میشد.
فصل پنجم: آلپ و بیلگه، آرمان انسان کامل
آلپ: رادمرد
در فرهنگ ترکی، آرمان مرد کامل «آلپ» نام داشت. آلپ فقط جنگاور نبود. باید هم شجاع میبود، هم عادل، هم سخاوتمند، هم وفادار. در کتاب دده قورقود که کهنترین حماسه مکتوب ترکان اوغوز است، قهرمانان همه این ویژگیها را دارند.
آلپ کسی بود که زور بازویش را برای محافظت از ضعیفان به کار میبرد، نه برای ظلم. قدرتش در خدمت عدالت بود. به همین دلیل آلپ بودن صرفاً نیرومندی فیزیکی نبود، بلکه نیرومندی اخلاقی نیز بود.
بیلگه: خردمند
در کنار آلپ، مفهوم «بیلگه» نیز اهمیت داشت. بیلگه یعنی خردمند و دانا. در فرهنگ ترکی، شجاعت بدون خرد ارزشی نداشت. جنگاوری که بیفکر بجنگد، نه تنها خود را، بلکه قومش را به خطر میاندازد.
به همین دلیل بزرگترین کاغان گؤکتورک «بیلگه کاغان» یعنی کاغان خردمند خوانده شد. ترکیب آلپ و بیلگه، آرمان انسان کامل را میساخت: هم دلاور، هم دانا. هم توانا به جنگیدن، هم توانا به اندیشیدن.
فصل ششم: رادمردی و وفای به عهد
سؤز: سخنی که سنگ میشود
در زبان ترکی واژه «سؤز» هم به معنای سخن است و هم به معنای قول و تعهد. این یکی بودن دو معنا نشان میدهد که برای ترکان، سخن گفتن و متعهد شدن یکی بود. وقتی حرفی از دهان خارج میشد، دیگر مثل سنگ بود و برنمیگشت.
تؤره: قانونی بالاتر از قدرت
ضربالمثل «ایل گیدر، تؤره قالار» یعنی دولت میرود اما قانون میماند، قویترین بیان این اصل است. در کتیبههای اورخون، واژه تؤره یازده بار ذکر شده و در شش مورد همراه با ایل یعنی دولت آمده است. این نشان میدهد که دولت و قانون در نگاه ترکان جداییناپذیر بودند.
عثمان توران در کتاب «تاریخ آرمان جهانگشایی ترک» این مفهوم را بررسی کرده و نشان داده که تؤره نه تنها قانون مدون، بلکه مجموعهای از ارزشهای اخلاقی بود که حتی کاغان نیز ملزم به رعایت آن بود.
کاغان: خدمتگزار نه ارباب
بیلگه کاغان در کتیبهاش نوشته است که شب نخوابیدم و روز ننشستم تا ملت ترک را از نابودی نجات دهم. همچنین نوشته که فقیران را ثروتمند کردم و کم را بسیار کردم.
وظیفه اصلی کاغان، سیر کردن مردم و رساندن آنان به رفاه بود. کاغان خدمتگزار ملت بود، نه ارباب آن. این مفهوم که رهبری یعنی مسئولیت و نه امتیاز، هزاران سال پیش از نظریههای مدرن حکمرانی در فرهنگ ترکی وجود داشت.
بودون: مفهوم ملت
ترکان از کهنترین اقوامی بودند که مفهوم «ملت» را میشناختند. در کتیبهها واژه «بودون» به معنای ملت بارها تکرار شده است. کاغان نه فقط حاکم سرزمین، بلکه خدمتگزار بودون بود.
این مفهوم با فئودالیسم اروپایی که در آن مردم رعیت ارباب بودند و به زمین تعلق داشتند، تفاوت اساسی داشت. در نگاه ترکان، مردم به زمین تعلق نداشتند، بلکه زمین و کاغان هر دو در خدمت بودون بودند.
فصل هفتم: مهربانی با انسانها
مهمان، فرستاده آسمان
در فرهنگ ترکی، مهمان فرستاده آسمان بود. هر کسی که به چادر پناه میآورد، حتی اگر غریبه بود، باید با احترام پذیرفته میشد. این سنت مهماننوازی ریشه در همان جهانبینی داشت که همه انسانها را زیر یک آسمان میدید.
تساهل دینی
در سرزمینهای تحت فرمان ترکان، پیروان ادیان مختلف از جمله مسیحیان نسطوری، بوداییان، مانویان و بعدها مسلمانان آزادانه زندگی میکردند. ویلیام روبروک، فرستاده لویی نهم پادشاه فرانسه به دربار مغولان در قرن سیزدهم، با شگفتی گزارش میدهد که در دربار خاقان، مناظرههای دینی میان پیروان ادیان مختلف برگزار میشد.
این تساهل از کجا میآمد؟ تنگریسم فاقد ادعای انحصار حقیقت بود. تنگریپرستان نمیگفتند که تنها راه درست راه ماست. همچنین اعتماد به نفس فرهنگی در این تساهل نقش داشت. ملتی که به هویت خود ایمان دارد، از تفاوت نمیترسد.
یوغ: احترام به گذشتگان
مراسم یوغ یا سوگواری نشاندهنده احترام عمیق ترکان به گذشتگان بود. در کتیبه کولتیگین آمده که از چین و تبت و بسیاری سرزمینها برای مراسم یوغ او آمدند. امپراتور چین استادکاران و هنرمندان فرستاد تا بنای یادبود و کتیبه را بسازند.
این مراسم فقط گریه و زاری نبود، بلکه بزرگداشت زندگی و کارهای درگذشته بود. یادآوری خدماتش به ملت بود. به همین دلیل کتیبههای اورخون پر است از شرح کارها و فداکاریهای کاغانها و سرداران.
فصل هشتم: نمادها و میراث ماندگار
تامغا: نشان هویت
هر قبیله ترک تامغا یا نشان مخصوص خود داشت. تامغا روی اسبها، اموال، سلاحها و حتی سنگها حک میشد. این نشانها هم کاربرد عملی داشتند و هم نماد هویت بودند.
نکته جالب اینکه تامغاهای ترکان آسیای مرکزی با تامغاهای سنگ قبرهای آناتولی شباهت چشمگیری دارند. این شباهت نشاندهنده تداوم هزاران ساله هویت و فرهنگ است. فاصله هزاران کیلومتر و گذشت قرنها نتوانسته این پیوند را بگسلد.
نقش آهنگری
ترکان به آهنگری احترام ویژهای میگذاشتند. در افسانه ارگنهقون، آهنگر نجاتدهنده قوم است. در منابع چینی، گؤکتورکها «آهنگران کوه آلتای» خوانده شدهاند.
آهنگری در فرهنگ ترکی نه کار پست، بلکه هنری محترم و حتی مقدس بود. کسی که آهن را رام میکرد، نیروی طبیعت را مهار کرده بود. آهنگر هم سازنده ابزار کشاورزی بود، هم سازنده شمشیر. هم زندگی میبخشید، هم توان دفاع میداد.
نتیجهگیری
بررسی فرهنگ کهن ترکی نشان میدهد که ارزشهایی که امروز مدرن و پیشرفته تلقی میشوند، هزاران سال پیش در این فرهنگ ریشه داشتهاند.
احترام به طبیعت که امروز جنبشهای محیطزیستی خواهان آن هستند، در جهانبینی تنگریسم وجود داشت. برابری زن و مرد که امروز جنبشهای فمینیستی برایش مبارزه میکنند، در واژه «اش» و در جایگاه خاتون متجلی بود. مفهوم رهبری خدمتگزار که امروز در نظریههای حکمرانی خوب مطرح میشود، در فرهنگ کاغانی وجود داشت. تساهل دینی که امروز جوامع چندفرهنگی به آن نیاز دارند، در امپراتوریهای ترکی عملی میشد.
ترکان گرگ را برگزیدند نه برای درندگیاش، بلکه برای شرافتش. زن را نظیر خواندند چون برابر میدیدند. به قولشان وفا کردند چون سخن را سنگ میدانستند. با طبیعت در صلح زیستند چون خود را بخشی از آن میدیدند. با دیگران مهربان بودند چون همه را زیر یک آسمان میدانستند.
آرمانشان انسانی بود که هم آلپ باشد هم بیلگه: هم دلاور، هم دانا. انسانی که قوت را از آسمان بگیرد و در خدمت بودون به کار بندد. انسانی که به تؤره پایبند باشد، حتی اگر کاغان باشد.
افتخار به این میراث نه به معنای برتریجویی است و نه به معنای زندگی در گذشته. افتخار به این میراث یعنی شناخت ریشهها و یادگیری از ارزشهایی که هنوز هم میتوانند راهنمای زندگی باشند.
زیر آسمان آبی ابدی، فرزندان گرگ همچنان میتوانند از نیاکان خود بیاموزند.
کؤک تنگری یارلیقاسین
منابع
منابع اولیه:
کتیبههای اورخون (بیلگه کاغان، کولتیگین، تونیوقوق). قرن هشتم میلادی.
جوئوشو (Zhou Shu/周書). تاریخ سلسله جوئو. قرن هفتم میلادی.
سوئیشو (Sui Shu/隋書). تاریخ سلسله سوئی. قرن هفتم میلادی.
رشیدالدین فضلالله. جامعالتواریخ. قرن چهاردهم میلادی.
ابوالغازی بهادرخان. شجره تراکمه. قرن هفدهم میلادی.
کتاب دده قورقود. قرن پانزدهم میلادی (روایت مکتوب).
پژوهشهای ترکی:
Taşağıl, Ahmet. Gök-Türkler I-II-III. Ankara: Türk Tarih Kurumu, 2018.
Taşağıl, Ahmet. Kök Tengri’nin Çocukları. İstanbul: Bilge Kültür Sanat, 2018.
Ögel, Bahaeddin. Türk Mitolojisi. Ankara: Türk Tarih Kurumu, 2003.
Ögel, Bahaeddin. Türk Kültür Tarihine Giriş. Ankara: Türk Tarih Kurumu, 2022.
Kafesoğlu, İbrahim. Türk Milli Kültürü. İstanbul: Ötüken Neşriyat, 2007.
Tekin, Talat. Orhon Kitabeleri. Ankara: Türk Dil Kurumu, 2014.
Ergin, Muharrem. Orhun Abideleri. İstanbul: Hisar Yayınları.
Turan, Osman. Türk Cihan Hakimiyeti Mefkuresi Tarihi. İstanbul: Ötüken Neşriyat, 2017.
پژوهشهای غربی:
Golden, Peter B. An Introduction to the History of the Turkic Peoples. Wiesbaden: Otto Harrassowitz, 1992.
Roux, Jean-Paul. La religion des Turcs et des Mongols. Paris: Payot, 1984.
Roux, Jean-Paul. Orta Asya’da Kutsal Bitkiler ve Hayvanlar. İstanbul: Kabalcı, 2005.
Sinor, Denis (ed.). The Cambridge History of Early Inner Asia. Cambridge University Press, 1990.
Eliade, Mircea. Shamanism: Archaic Techniques of Ecstasy. Princeton University Press, 1964.




