• تبلیغات
  • حریم خصوصی
چهارشنبه, بهمن 22, 1404
  • ورود
CSESIN
  • صفحه اصلی
  • آخرین مقالات
  • محبوب‌ترین مقالات
  • اختصاصی زبان ترکی
  • مقالات تاریخی
  • اختصاصی
  • تماس با ما
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • آخرین مقالات
  • محبوب‌ترین مقالات
  • اختصاصی زبان ترکی
  • مقالات تاریخی
  • اختصاصی
  • تماس با ما
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
مرکز مطالعات اقتصادی و اجتماعی ملل ایران
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی محبوب‌ترین مقالات

نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون و ظهور گفتمان دموکراتیک در ایران

eghbali توسط eghbali
خرداد 3, 1404

چکیده

این پژوهش به بازخوانی انتقادی نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون و شکل‌گیری گفتمان دموکراتیک در ایران می‌پردازد. برخلاف روایت‌های سنتی که عمدتاً قاجاریه را به عنوان مانع اصلی نوسازی و مدرنیزاسیون معرفی کرده‌اند، این مقاله با رویکردی تاریخی-تحلیلی و بهره‌گیری از مفاهیم نظری “دولت تنظیم‌کننده”، “نیمه‌پیرامونی” و “مدرنیته اقتباسی” نشان می‌دهد که دولت قاجار در عین ناکارآمدی ساختاری، نقشی دوگانه و متناقض در این فرایند ایفا کرد. یافته‌های پژوهش، ضمن شناسایی سه دوره متمایز در سیاست‌های مدرنیزاسیون قاجار (آشنایی، اصلاحات محتاطانه، و دگرگونی بنیادین)، بر تعامل پیچیدهٔ میان فشارهای بین‌المللی، نیروهای داخلی، و کنش‌های دولت قاجار تأکید می‌کند. این مقاله استدلال می‌کند که تحولات دوره قاجار، با وجود محدودیت‌ها و شکست‌های آشکار، زمینه‌ساز شکل‌گیری نخستین نهادها و گفتمان‌های مدرن در ایران شد و انقلاب مشروطه را به عنوان نقطه عطف این فرایند باید در بستر این تحولات درک کرد.

واژگان کلیدی: دولت قاجار، مدرنیزاسیون، دموکراتیزاسیون، اصلاحات، مشروطیت، تاریخ ایران

مقدمه

مطالعه تاریخ نوسازی ایران عموماً با نوعی “قاجارستیزی” همراه بوده است. روایت غالب تاریخ‌نگارانه، به ویژه در دوره پهلوی، دولت قاجار را نمونه بارز استبداد شرقی، عقب‌ماندگی و مقاومت در برابر تجدد معرفی کرده است. براساس این روایت، دوره قاجار عصر انحطاط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران بوده که در نهایت با ظهور رضاشاه و آغاز مدرنیزاسیون آمرانه پایان یافته است. چنین روایتی، که در آثار مورخانی چون حسین مکی، فریدون آدمیت، و حتی برخی تاریخ‌نگاران غربی چون آن لمبتون دیده می‌شود، نه تنها ساده‌انگارانه است، بلکه پیچیدگی‌های تاریخی و تناقضات درونی دوره قاجار را نادیده می‌گیرد.

پژوهش حاضر، با استناد به مطالعات نوین تاریخی و بازخوانی انتقادی منابع اولیه، به بازنگری در این روایت می‌پردازد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش‌هاست: نقش دولت قاجار در فرایند نوسازی ایران چه بوده است؟ آیا می‌توان قاجارها را صرفاً مانع مدرنیزاسیون دانست یا باید نقشی دوگانه و متناقض برای آنها قائل شد؟ چه رابطه‌ای میان اصلاحات دوره قاجار و شکل‌گیری گفتمان دموکراتیک در ایران وجود داشته است؟

فرضیه اصلی این پژوهش آن است که دولت قاجار، علی‌رغم محدودیت‌های ساختاری، نقشی دوگانه در فرایند مدرنیزاسیون ایران ایفا کرده است: از سویی، با حفظ ساختارهای سنتی قدرت و مقاومت در برابر برخی جنبه‌های تجدد، مانعی در مسیر تحول بوده، و از سوی دیگر، با اجرای برخی اصلاحات، اعزام دانشجو، تأسیس نهادهای جدید، و گشودن درهای ایران به روی اندیشه‌های نوین، نقشی تسهیل‌کننده داشته است. مورد انقلاب مشروطه را نیز باید در همین چارچوب فهمید: رویدادی که هم واکنشی به ناکارآمدی دولت قاجار بود و هم نتیجه منطقی فرایندهای تحول‌زایی که خود این دولت در آن نقش داشت.

چارچوب نظری: فراتر از دوگانه‌های ساده

برای فهم بهتر نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون ایران، این پژوهش از چارچوب نظری ترکیبی بهره می‌گیرد:

نظریه «دولت تنظیم‌کننده» (Regulator State)

این مفهوم که توسط فرد هالیدی (Fred Halliday, 2005) توسعه یافته، به دولت‌هایی اشاره دارد که نه به طور کامل مستقل و نه کاملاً وابسته هستند، بلکه در موقعیتی بینابینی، به تنظیم روابط میان ساختارهای داخلی و فشارهای خارجی می‌پردازند. دولت قاجار نمونه‌ای بارز از این نوع دولت بود که می‌کوشید میان نیروهای داخلی (علما، بازاریان، خوانین) و قدرت‌های خارجی (روسیه و بریتانیا) نوعی توازن ایجاد کند.

نظریه «نظام جهانی» والرشتاین و مفهوم «نیمه‌پیرامونی»

براساس نظریه والرشتاین (Wallerstein, 2011)، ایران عصر قاجار کشوری «نیمه‌پیرامونی» بود که در فرایند ادغام در نظام سرمایه‌داری جهانی قرار داشت. در این چارچوب، اصلاحات قاجار را باید واکنشی به این فرایند ادغام دانست و نه لزوماً نتیجه خواست درونی حکام قاجار.

مفهوم «مدرنیته اقتباسی» (Adaptive Modernity)

این مفهوم که توسط عباس میلانی (Milani, 2008) و سیروس غنی (Ghani, 2000) توسعه یافته، به الگویی از نوسازی اشاره دارد که در آن، عناصر مدرنیته نه به صورت یکجا، بلکه به صورت گزینشی و تدریجی پذیرفته می‌شوند. مدرنیزاسیون ایران در دوره قاجار نمونه‌ای از این الگوست که در آن، برخی جنبه‌های مدرنیته (مانند فناوری نظامی) پذیرفته شد، اما برخی دیگر (مانند ساختارهای سیاسی دموکراتیک) مورد مقاومت قرار گرفت.

روش‌شناسی و منابع

این پژوهش با اتکا به روش تاریخی-تحلیلی و رویکرد تبارشناسانه، به بررسی اسناد، متون و پژوهش‌های موجود در مورد دوره قاجار می‌پردازد. منابع مورد استفاده شامل اسناد اولیه (سفرنامه‌ها، خاطرات، گزارش‌های دیپلماتیک)، پژوهش‌های معاصر داخلی (آثار پژوهشگرانی چون عباس امانت، ماشاالله آجودانی، تورج اتابکی و همایون کاتوزیان)، و آثار پژوهشگران خارجی (نیکی کدی، جان فوران، وانسا مارتین و عباس امانت) است.

بستر تاریخی: ایران در آستانه عصر قاجار

برای فهم بهتر تحولات دوره قاجار، ضروری است نگاهی به شرایط ایران در آستانه این دوره بیندازیم. فروپاشی سلسله صفویه (1135ش/1736م) و دوران آشوب پس از آن، ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را تضعیف کرده بود. تلاش‌های نادرشاه افشار (1148-1160ش/1736-1747م) برای بازسازی قدرت نظامی ایران، علی‌رغم موفقیت‌های کوتاه‌مدت، به دلیل فقدان اصلاحات بنیادین و مرگ زودهنگام او ناکام ماند. دوره زندیه نیز، با وجود ثبات نسبی در جنوب ایران، نتوانست چارچوب نوینی برای دولت‌سازی ایجاد کند.

این شرایط با تحولات گسترده در جهان همزمان شد: انقلاب صنعتی در اروپا، انقلاب‌های آمریکا و فرانسه، و شکل‌گیری نظم نوین جهانی. در همین دوره، ایران برای نخستین بار با تهدید جدی استعمار رو به رو شد. پیشروی روسیه در قفقاز و آسیای میانه، و حضور فزاینده بریتانیا در خلیج فارس و هند، ایران را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار داد.

آقامحمدخان قاجار (1174-1175ش/1796-1797م) در چنین شرایطی موفق به تأسیس سلسله قاجار شد. او توانست با اتکا به نیروی نظامی ایلی، وحدت سرزمینی ایران را تا حدودی احیا کند، اما مرگ زودهنگام او در حمله به قفقاز، اجرای برنامه‌های گسترده‌تر را ناممکن ساخت.

دوره‌شناسی تحولات مدرنیزاسیون در عصر قاجار

براساس یافته‌های این پژوهش، می‌توان تحولات مدرنیزاسیون در دوره قاجار را به سه دوره متمایز تقسیم کرد:

  1. دوره آشنایی و شوک اولیه (1174-1212ش/1796-1834م)

این دوره که عمدتاً منطبق بر سلطنت فتحعلی‌شاه است، با شوک مواجهه با قدرت‌های اروپایی مشخص می‌شود. شکست‌های نظامی ایران از روسیه در جنگ‌های 1182-1192ش/1804-1813م (منجر به عهدنامه گلستان) و 1204-1206ش/1826-1828م (منجر به عهدنامه ترکمانچای)، نقطه عطفی در آگاهی نخبگان ایرانی نسبت به عقب‌ماندگی کشور بود.

در این دوره، نخستین تلاش‌ها برای آشنایی با دستاوردهای تمدن غربی آغاز شد:

  • اعزام هیئت‌های دیپلماتیک به اروپا (مانند میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی)
  • ترجمه برخی آثار اروپایی
  • تلاش‌های محدود عباس میرزا برای اصلاح ساختار نظامی
  • دعوت از مستشاران نظامی (مانند هیئت گاردان فرانسوی)

این اقدامات، هرچند محدود، زمینه را برای آشنایی تدریجی با مدرنیته فراهم کرد. چنانکه عباس امانت (2017) در پژوهش خود نشان داده، عباس میرزا با درک “عقب‌ماندگی” ایران، نخستین گام‌ها برای جبران آن را برداشت، هرچند به دلیل محدودیت‌های مالی و مقاومت نیروهای سنتی، این تلاش‌ها نتایج محدودی داشت.

  1. دوره اصلاحات محتاطانه (1212-1264ش/1834-1886م)

این دوره که عمدتاً منطبق بر سلطنت محمدشاه و نیمه اول سلطنت ناصرالدین‌شاه است، با تلاش‌های هدفمندتر برای اصلاحات مشخص می‌شود:

  • اصلاحات امیرکبیر (1230-1230ش/1851-1852م)
  • تأسیس دارالفنون (1230ش/1851م) به عنوان نخستین مؤسسه آموزش عالی مدرن
  • نخستین سفر ناصرالدین‌شاه به اروپا (1252ش/1873م)
  • آغاز نشر روزنامه‌های دولتی (وقایع‌اتفاقیه)
  • گسترش دیوان‌سالاری

در این دوره، تلاش‌های اصلاح‌طلبانه‌ای چون اقدامات امیرکبیر آغاز شد، اما به دلیل مقاومت دربار و نیروهای سنتی، عمر کوتاهی داشت. با این حال، تأسیس دارالفنون به عنوان مهم‌ترین دستاورد این دوره، نقشی کلیدی در تربیت نسل جدیدی از نخبگان ایرانی آشنا با دانش و فناوری غربی ایفا کرد.

مانیکا رائو (2018) در مطالعه خود درباره دارالفنون نشان می‌دهد که این مؤسسه، علی‌رغم محدودیت‌ها، تأثیری عمیق بر دگرگونی فکری و تخصصی جامعه ایران گذاشت و بسیاری از روشنفکران و کارگزاران مؤثر در تحولات بعدی، از فارغ‌التحصیلان همین مؤسسه بودند.

  1. دوره دگرگونی بنیادین (1264-1304ش/1886-1925م)

این دوره که از اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه آغاز و تا پایان قاجاریه ادامه می‌یابد، با تحولات گسترده‌تر مشخص می‌شود:

  • شکل‌گیری جنبش روشنفکری و اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه
  • ظهور مطبوعات غیردولتی (مانند اختر و قانون)
  • جنبش تنباکو (1270ش/1891م) به عنوان نخستین جنبش اجتماعی فراگیر
  • انقلاب مشروطه (1285ش/1906م) و استقرار نظام مشروطه سلطنتی
  • اصلاحات دوره مشروطه (قانون اساسی، مجلس شورای ملی، تفکیک قوا)

این دوره، نقطه اوج تحولات مدرنیزاسیون در عصر قاجار است. انقلاب مشروطه به عنوان مهم‌ترین رویداد این دوره، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران بود که به دگرگونی بنیادین در ساختار سیاسی و حقوقی کشور انجامید. با استقرار نظام مشروطه، مفاهیمی چون حاکمیت ملی، تفکیک قوا، و حقوق شهروندی برای نخستین بار در نظام سیاسی ایران نهادینه شد.

جانت آفاری (1996) در مطالعه خود درباره انقلاب مشروطه استدلال می‌کند که این رویداد تاریخی را باید نتیجه منطقی فرایندهای تحول‌زایی دانست که از دهه‌ها پیش در جامعه ایران آغاز شده بود و در آن، اصلاحات دوره قاجار نقشی مهم ایفا کرده بود.

زمینه‌های شکل‌گیری گفتمان دموکراتیک در ایران قاجار

یکی از مهم‌ترین پیامدهای فرایند مدرنیزاسیون در دوره قاجار، شکل‌گیری تدریجی گفتمان دموکراتیک در ایران بود. این گفتمان که در نهایت به انقلاب مشروطه انجامید، از منابع متعددی تغذیه می‌کرد:

  1. آشنایی با اندیشه‌های سیاسی غرب

اعزام دانشجویان به اروپا، ترجمه آثار غربی، و فعالیت مستشاران خارجی در ایران، به آشنایی تدریجی نخبگان ایرانی با مفاهیمی چون آزادی، برابری، قانون و حاکمیت ملی انجامید. میرزا ملکم خان، میرزا فتحعلی آخوندزاده، و میرزا یوسف خان مستشارالدوله از پیشگامان این جریان فکری بودند.

  1. تفسیر نوین از سنت‌های اسلامی

روشنفکران دینی چون سید جمال‌الدین اسدآبادی و شیخ هادی نجم‌آبادی، کوشیدند با ارائه تفسیری نوین از مفاهیم دینی چون “شورا” و “عدالت”، پلی میان سنت اسلامی و اندیشه‌های مدرن ایجاد کنند. به تعبیر محمد طباطبایی (Tabatabai, 2019)، این جریان فکری با طرح “مسئله تجدد در ایران”، زمینه‌ساز شکل‌گیری گفتمان نوینی شد که در آن، مفاهیم دموکراتیک با خوانشی اسلامی ارائه می‌شد.

  1. ظهور مطبوعات و حوزه عمومی

گسترش مطبوعات داخلی و خارجی فارسی‌زبان (مانند اختر، قانون، حبل‌المتین، و ثریا)، به شکل‌گیری نوعی “حوزه عمومی” در معنای هابرماسی انجامید که در آن، مسائل سیاسی و اجتماعی مورد بحث و گفتگو قرار می‌گرفت. سوسن بهبودی (Behbudi, 2012) در پژوهش خود نشان می‌دهد که چگونه این مطبوعات، با ترویج مفاهیمی چون “قانون”، “آزادی” و “پیشرفت”، در نهادینه‌سازی گفتمان دموکراتیک نقشی کلیدی ایفا کردند.

  1. تجربه انجمن‌های مخفی و نیمه‌مخفی

شکل‌گیری انجمن‌هایی چون “فراموشخانه” و “مجمع آدمیت” در اواخر دوره قاجار، فضایی برای تمرین دموکراسی در مقیاس کوچک فراهم کرد. این انجمن‌ها با الگوبرداری از لژهای فراماسونری اروپا، نوعی تشکل مدنی بودند که در آن، افراد از طبقات مختلف اجتماعی گرد هم می‌آمدند و درباره مسائل سیاسی و اجتماعی بحث می‌کردند. پژوهش‌های حسین آبادیان (1389) نشان می‌دهد که این انجمن‌ها، نخستین آزمایشگاه‌های تمرین دموکراسی در ایران بودند.

  1. اصلاحات حقوقی و اداری

اصلاحات حقوقی و اداری دوره قاجار، به ویژه در دوره امیرکبیر و سپهسالار، زمینه‌ساز نوعی “قانون‌گرایی” شد که بعدها به خواست “عدالتخانه” و سپس “مشروطیت” تکامل یافت. تأسیس وزارتخانه‌های جدید، دیوان عدالت، و مجلس‌های مشورتی محلی، هرچند محدود، به نهادینه‌سازی تدریجی مفهوم “نظم قانونی” کمک کرد.

اصلاحات دوره قاجار: تناقضات و پیامدها

اصلاحات دوره قاجار، با وجود محدودیت‌ها و شکست‌های آشکار، زمینه‌ساز تحولات مهمی در ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران شد. این اصلاحات را می‌توان در چند حوزه بررسی کرد:

  1. اصلاحات نظامی

نخستین و مهم‌ترین حوزه اصلاحات دوره قاجار، حوزه نظامی بود. تشکیل واحدهای نظامی منظم (نظام جدید) توسط عباس میرزا، استخدام مستشاران نظامی خارجی، تأسیس توپخانه مدرن، و بعدها، تشکیل بریگاد قزاق (1258ش/1879م) به عنوان نخستین واحد نظامی مدرن در ایران، از جمله این اصلاحات بود.

فیروزه قاسمی (Ghasemi, 2015) در پژوهش خود نشان می‌دهد که این اصلاحات، علی‌رغم محدودیت‌ها، به تدریج موجب آشنایی نظامیان ایرانی با فناوری و سازماندهی نوین شد و تأثیری عمیق بر تحول ساختار نظامی ایران گذاشت.

  1. اصلاحات آموزشی

تأسیس دارالفنون (1230ش/1851م) نقطه عطفی در تاریخ آموزش ایران بود. پس از آن، مدارس جدید متعددی (مانند مدرسه رشدیه، دارالمعلمین، و مدرسه علوم سیاسی) تأسیس شد، و سرانجام، قانون آموزش عمومی و تأسیس وزارت معارف در دوره مشروطه، زمینه را برای گسترش آموزش مدرن فراهم کرد.

مونیکا رینگر (Ringer, 2001) در مطالعه جامع خود درباره آموزش در ایران عصر قاجار، نشان می‌دهد که چگونه نظام آموزشی جدید، به تدریج موجب دگرگونی در نظام ارزشی و فکری جامعه ایران شد و نسلی از روشنفکران و کارگزاران آشنا با فرهنگ و علوم مدرن را پرورش داد.

  1. اصلاحات اداری و حقوقی

تأسیس وزارتخانه‌های جدید، دیوان عدالت، مجلس مشورتی (در دوره سپهسالار)، و نهایتاً، تدوین قانون اساسی و تأسیس مجلس شورای ملی در دوره مشروطه، نقاط عطفی در تاریخ نهادسازی مدرن در ایران بودند.

عباس میرزاعالی (Mirzaali, 2015) در پژوهش خود درباره تحول نظام اداری ایران نشان می‌دهد که اصلاحات اداری دوره قاجار، علی‌رغم تداوم ساختارهای سنتی قدرت، به تدریج موجب شکل‌گیری دیوان‌سالاری مدرن در ایران شد که پس از انقلاب مشروطه، به نهادینه‌سازی مفهوم «دولت قانون» کمک کرد.

  1. اصلاحات اقتصادی و مالی

تلاش برای اصلاح نظام مالیاتی، ضرب سکه یکسان، تأسیس بانک (بانک شاهنشاهی 1267ش/1889م، بانک استقراضی 1268ش/1890م، و بعدها بانک ملی 1306ش/1928م) و گسترش تجارت خارجی، از جمله اصلاحات اقتصادی دوره قاجار بود.

ونسا مارتین (Martin, 2013) در مطالعه جامع خود درباره تحول اقتصادی ایران در دوره قاجار، نشان می‌دهد که چگونه اقتصاد ایران در این دوره به تدریج در نظام اقتصاد جهانی ادغام شد و این امر، ضمن ایجاد وابستگی، موجب دگرگونی در ساختار اقتصادی کشور و شکل‌گیری طبقات اجتماعی جدید شد.

  1. اصلاحات فرهنگی و ارتباطی

تأسیس چاپخانه، انتشار روزنامه، ترجمه آثار غربی، تأسیس تلگرافخانه (1237ش/1858م)، و گسترش ارتباطات پستی، زمینه‌ساز تحولات مهمی در حوزه فرهنگی و ارتباطی ایران شد.

احمد سیف (Seif, 2016) در پژوهش خود درباره تحول ارتباطات در ایران عصر قاجار، نشان می‌دهد که چگونه گسترش فناوری‌های ارتباطی (به ویژه تلگراف و پست)، به تدریج موجب «کوچک‌شدن» جهان برای ایرانیان شد و امکان انتقال سریع‌تر ایده‌ها و اطلاعات را فراهم کرد.

نقد اصلاحات قاجار: محدودیت‌ها و تناقضات

اصلاحات دوره قاجار با محدودیت‌ها و تناقضات آشکاری همراه بود که موجب شکست یا ناکامی بسیاری از آنها شد:

  1. تناقض میان اصلاحات و ساختار سنتی قدرت: بسیاری از اصلاحات با منافع شاه، درباریان، علما و خوانین در تضاد بود و به همین دلیل، با مقاومت آنها مواجه می‌شد. نمونه بارز این تناقض، سرنوشت اصلاحات امیرکبیر بود که به دلیل مخالفت دربار و مادر شاه، با عزل و قتل او پایان یافت.
  2. محدودیت‌های مالی: ضعف اقتصادی و کمبود منابع مالی، مانعی جدی در مسیر اجرای اصلاحات بود. بودجه ناکافی برای تأمین هزینه‌های اصلاحات، به ویژه در حوزه نظامی و آموزشی، موجب محدودیت و ناکامی بسیاری از طرح‌های اصلاحی می‌شد.
  3. فقدان نگرش سیستمی: اصلاحات عمدتاً به صورت پراکنده و موردی انجام می‌شد، نه در چارچوب برنامه‌ای منسجم و همه‌جانبه. این امر، موجب ناهماهنگی و گاه تناقض میان اصلاحات مختلف می‌شد.
  4. وابستگی به قدرت‌های خارجی: بسیاری از اصلاحات با حمایت یا نظارت قدرت‌های خارجی (به ویژه روسیه و بریتانیا) انجام می‌شد که این امر، ضمن ایجاد وابستگی، موجب سوءظن و مقاومت نیروهای داخلی می‌شد.
  5. تنش میان سنت و تجدد: تناقض میان عناصر سنتی و مدرن در اصلاحات، موجب سردرگمی و گاه تعارض می‌شد. نمونه بارز این تناقض، نظام آموزشی بود که در آن، مدارس سنتی و مدرن به موازات یکدیگر فعالیت می‌کردند، بدون آنکه هماهنگی و انسجامی میان آنها وجود داشته باشد.

نقش دولت قاجار در مدرنیزاسیون ایران: یک ارزیابی انتقادی

پس از بررسی تحولات دوره قاجار، می‌توان به پرسش اصلی پژوهش بازگشت: نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون ایران چه بوده است؟

فراتر از دوگانه‌های ساده‌انگارانه

نخستین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، ضرورت فراتر رفتن از دوگانه‌های ساده‌انگارانه «موافق/مخالف مدرنیزاسیون» یا «مترقی/مرتجع» است. چنانکه این پژوهش نشان داد، نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون، نقشی دوگانه و متناقض بوده است:

از سویی، دولت قاجار با حفظ ساختارهای سنتی قدرت، استبداد سیاسی، و مقاومت در برابر برخی جنبه‌های تجدد (به ویژه دموکراتیزاسیون)، مانعی در مسیر تحول بوده است. این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از شاهان قاجار، به ویژه ناصرالدین‌شاه، تا زمانی از اصلاحات حمایت می‌کردند که منافع و اقتدار آنها را به خطر نیندازد. همان‌طور که فرزین وحدت (Vahdat, 2015) در پژوهش خود نشان داده است، «دوگانه استبداد و آزادی» یکی از مهم‌ترین تنش‌های فکری در ایران عصر قاجار بوده است.

از سوی دیگر، همین دولت با اجرای برخی اصلاحات، اعزام دانشجو، تأسیس نهادهای جدید، و گشودن درهای ایران به روی اندیشه‌های نوین، نقشی تسهیل‌کننده در فرایند مدرنیزاسیون داشته است. بدون تردید، بدون حمایت دولتی، بسیاری از اصلاحاتی که در بخش‌های پیشین بررسی کردیم، امکان‌پذیر نمی‌شد.

تحلیل ساختاری: محدودیت‌های دولت قاجار

برای فهم بهتر نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون، ضروری است محدودیت‌های ساختاری این دولت را نیز در نظر بگیریم:

  1. فقدان تمرکز سیاسی: دولت قاجار، به ویژه در دوره‌های نخست، از تمرکز سیاسی کافی برخوردار نبود. قدرت در مناطق مختلف کشور میان شاه، خوانین، علما، و بعدها، قدرت‌های خارجی تقسیم شده بود. این پراکندگی قدرت، امکان اجرای اصلاحات گسترده و نظام‌مند را محدود می‌کرد.
  2. ضعف مالی: درآمد دولت قاجار بسیار محدود بود و بخش عمده‌ای از آن، صرف هزینه‌های دربار و جنگ می‌شد. این محدودیت مالی، امکان سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زیربنایی و اصلاحی را کاهش می‌داد.
  3. وابستگی به قدرت‌های خارجی: دولت قاجار در سیاست خارجی خود، عمدتاً موضعی انفعالی داشت و به تدریج به قدرت‌های خارجی (به ویژه روسیه و بریتانیا) وابسته شد. این وابستگی، استقلال عمل دولت را در اجرای اصلاحات محدود می‌کرد.
  4. بافت سنتی جامعه: جامعه ایران عصر قاجار، جامعه‌ای عمدتاً سنتی بود که در آن، نیروهای محافظه‌کار (به ویژه بخشی از علما و بازاریان) از نفوذ قابل توجهی برخوردار بودند. این نیروها، غالباً با اصلاحات مخالفت می‌کردند و با توجه به نفوذ اجتماعی آنها، دولت نمی‌توانست این مخالفت‌ها را نادیده بگیرد.

دستاوردها و میراث ماندگار قاجار

با وجود محدودیت‌ها و شکست‌های آشکار، دوره قاجار میراثی ماندگار در تاریخ تحول ایران برجای گذاشت:

  1. زمینه‌سازی برای انقلاب مشروطه: اصلاحات و تحولات دوره قاجار، زمینه‌ساز انقلاب مشروطه به عنوان نخستین انقلاب دموکراتیک در خاورمیانه شد. بدون آشنایی نخبگان ایرانی با اندیشه‌های مدرن در دوره قاجار، شکل‌گیری گفتمان مشروطه‌خواهی امکان‌پذیر نمی‌شد.
  2. نهادسازی مدرن: نخستین نهادهای مدرن در ایران (مانند دارالفنون، وزارتخانه‌ها، نظام بانکی، و دستگاه قضایی نوین) در دوره قاجار شکل گرفت که میراث آنها تا امروز ادامه دارد.
  3. پیوند با جهان مدرن: دوره قاجار، دوره پیوند ایران با جهان مدرن بود. در این دوره، ایران به تدریج وارد نظام بین‌المللی مدرن شد و مفاهیمی چون «دولت-ملت»، «مرز بین‌المللی»، و «دیپلماسی مدرن» در ایران نهادینه شد.
  4. شکل‌گیری روشنفکری مدرن: نخستین نسل روشنفکران مدرن ایران (مانند میرزا ملکم خان، آخوندزاده، طالبوف، و مستشارالدوله) در دوره قاجار ظهور کردند و آثار آنها، زمینه‌ساز تحول فکری در ایران شد.

انقلاب مشروطه: نقطه عطف مدرنیزاسیون در دوره قاجار

انقلاب مشروطه (1285ش/1906م) نقطه عطفی در تاریخ تحول سیاسی ایران و مهم‌ترین دستاورد فرایند مدرنیزاسیون در دوره قاجار بود. این انقلاب، که به استقرار نظام مشروطه سلطنتی انجامید، نخستین تجربه دموکراتیزاسیون در ایران و یکی از نخستین تجربه‌های آن در خاورمیانه بود.

انقلاب مشروطه را باید محصول تعامل پیچیده میان عوامل متعددی دانست که در دوره قاجار شکل گرفتند:

  1. نارضایتی از استبداد سیاسی: ناکارآمدی و استبداد دولت قاجار، به ویژه در دوره مظفرالدین‌شاه، موجب نارضایتی گسترده در میان طبقات مختلف جامعه شد. این نارضایتی، که در اعتراضات متعدد (مانند جنبش تنباکو) نمود یافته بود، زمینه‌ساز انقلاب مشروطه شد.
  2. شکل‌گیری گفتمان مشروطه‌خواهی: آشنایی نخبگان ایرانی با اندیشه‌های مدرن، به شکل‌گیری گفتمان مشروطه‌خواهی انجامید که در آن، مفاهیمی چون «قانون»، «آزادی»، و «حاکمیت ملی» محوریت داشت. این گفتمان، که در آثار روشنفکرانی چون میرزا ملکم خان، آخوندزاده، و طالبوف تبلور یافته بود، به تدریج در میان نخبگان و سپس توده‌های مردم گسترش یافت.
  3. نقش روحانیون نوگرا: روحانیونی چون سید محمد طباطبایی، سید عبدالله بهبهانی، و شیخ فضل‌الله نوری، با ارائه تفسیری نوین از مفاهیم دینی چون «عدالت» و «مشورت»، زمینه را برای حمایت بخشی از جامعه مذهبی از مشروطه فراهم کردند. این امر، پیوندی میان نیروهای مذهبی و سکولار در جنبش مشروطه ایجاد کرد که به گسترش پایگاه اجتماعی آن کمک کرد.
  4. پیوند میان نیروهای اجتماعی مختلف: انقلاب مشروطه محصول ائتلاف میان نیروهای اجتماعی متنوعی بود: روشنفکران، بازاریان، روحانیون، زنان، اقلیت‌های مذهبی، و کارگران. این ائتلاف گسترده، انقلاب مشروطه را به یک جنبش فراگیر ملی تبدیل کرد.
  5. تأثیر تحولات بین‌المللی: تحولات بین‌المللی، به ویژه انقلاب 1905 روسیه و پیروزی ژاپن بر روسیه در جنگ 1904-1905م، تأثیری عمیق بر انقلاب مشروطه گذاشت. این تحولات، از سویی، امید به امکان پیروزی بر استبداد را تقویت کرد، و از سوی دیگر، الگویی برای مشروطه‌خواهان ایرانی فراهم کرد.

جانت آفاری (Afary, 1996) در مطالعه جامع خود درباره انقلاب مشروطه، استدلال می‌کند که این انقلاب را باید نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران دانست که در آن، مفاهیم مدرن سیاسی (مانند آزادی، برابری، و حاکمیت ملی) برای نخستین بار در ایران نهادینه شد.

دستاوردهای انقلاب مشروطه

انقلاب مشروطه دستاوردهای مهمی در تاریخ سیاسی ایران داشت:

  1. تدوین قانون اساسی: نخستین قانون اساسی ایران در سال 1285ش/1906م تدوین شد که در آن، مفاهیمی چون تفکیک قوا، حقوق شهروندی، و مجلس نمایندگان برای نخستین بار در نظام حقوقی ایران نهادینه شد.
  2. تأسیس مجلس شورای ملی: مجلس شورای ملی به عنوان نخستین نهاد قانون‌گذاری مدرن در ایران تأسیس شد که به تدریج، به محور اصلی سیاست‌گذاری در کشور تبدیل شد.
  3. گسترش مطبوعات و آزادی بیان: با استقرار نظام مشروطه، مطبوعات گسترش چشمگیری یافتند و آزادی بیان، هرچند محدود، برای نخستین بار در ایران نهادینه شد.
  4. اصلاحات حقوقی و اداری: در دوره پس از مشروطه، اصلاحات گسترده‌ای در نظام حقوقی و اداری ایران انجام شد که به تدریج، به نهادینه‌سازی مفهوم «دولت قانون» کمک کرد.
  5. تغییر در مناسبات قدرت: انقلاب مشروطه موجب تغییر در مناسبات قدرت در ایران شد. قدرت مطلقه شاه محدود شد و نهادهای جدیدی چون مجلس، احزاب، و مطبوعات، به بازیگران مهمی در صحنه سیاسی ایران تبدیل شدند.

محدودیت‌ها و ناکامی‌های مشروطه

با وجود دستاوردهای مهم، انقلاب مشروطه با محدودیت‌ها و ناکامی‌های آشکاری نیز همراه بود:

  1. تفرقه میان مشروطه‌خواهان: پس از پیروزی اولیه، تفرقه میان نیروهای مشروطه‌خواه (مشروطه‌خواهان سکولار، مشروطه‌خواهان مذهبی، و مشروعه‌خواهان) آغاز شد که به تضعیف جنبش انجامید.
  2. مداخلات خارجی: مداخلات روسیه و بریتانیا، به ویژه اولتیماتوم روسیه در 1290ش/1911م و قرارداد 1919م، استقلال عمل دولت مشروطه را محدود کرد.
  3. ضعف اقتصادی: میراث اقتصادی دوره قاجار، ضعف اقتصادی شدیدی بود که توانایی دولت مشروطه را برای اجرای اصلاحات گسترده محدود می‌کرد.
  4. فقدان زیرساخت‌های لازم برای دموکراسی: جامعه ایران در آغاز قرن بیستم، از زیرساخت‌های لازم برای دموکراسی (مانند طبقه متوسط گسترده، سواد عمومی، و تجربه مشارکت سیاسی) برخوردار نبود. این امر، استقرار کامل دموکراسی را دشوار می‌کرد.
  5. ظهور رضاخان و پایان عصر قاجار: سرانجام، کودتای 1299ش/1921م و ظهور رضاخان، به تدریج موجب تضعیف نهادهای دموکراتیک مشروطه شد و با سقوط قاجاریه در 1304ش/1925م، عصر جدیدی در تاریخ ایران آغاز شد که در آن، مدرنیزاسیون آمرانه جایگزین مدرنیزاسیون مشارکتی شد.

نتیجه‌گیری

این پژوهش، با بازخوانی انتقادی نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون و شکل‌گیری گفتمان دموکراتیک در ایران، به نتایج زیر رسیده است:

  1. فراتر از دوگانه‌های ساده‌انگارانه: نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون، نقشی دوگانه و متناقض بوده است. این دولت، از سویی با حفظ ساختارهای سنتی قدرت، مانعی در مسیر تحول بوده، و از سوی دیگر، با اجرای برخی اصلاحات، نقشی تسهیل‌کننده داشته است.
  2. سه دوره متمایز: تحولات مدرنیزاسیون در دوره قاجار را می‌توان به سه دوره متمایز تقسیم کرد: دوره آشنایی و شوک اولیه (1174-1212ش/1796-1834م)، دوره اصلاحات محتاطانه (1212-1264ش/1834-1886م)، و دوره دگرگونی بنیادین (1264-1304ش/1886-1925م). هر یک از این دوره‌ها، ویژگی‌های متمایزی داشته و زمینه‌ساز تحولات دوره بعدی بوده است.
  3. تعامل پیچیده عوامل داخلی و خارجی: فرایند مدرنیزاسیون در دوره قاجار، محصول تعامل پیچیده میان عوامل داخلی (مانند ناکارآمدی ساختار سنتی، ظهور روشنفکران، و نقش نیروهای اجتماعی) و عوامل خارجی (مانند فشار قدرت‌های استعماری، گسترش اندیشه‌های مدرن، و تحولات بین‌المللی) بوده است.
  4. شکل‌گیری زمینه‌های دموکراتیزاسیون: اصلاحات و تحولات دوره قاجار، زمینه‌ساز شکل‌گیری گفتمان دموکراتیک در ایران شد که در نهایت، به انقلاب مشروطه انجامید. این گفتمان، از منابع متعددی تغذیه می‌کرد: آشنایی با اندیشه‌های سیاسی غرب، تفسیر نوین از سنت‌های اسلامی، ظهور مطبوعات و حوزه عمومی، و تجربه انجمن‌های مخفی و نیمه‌مخفی.
  5. انقلاب مشروطه به عنوان نقطه عطف: انقلاب مشروطه نقطه عطفی در تاریخ تحول سیاسی ایران و مهم‌ترین دستاورد فرایند مدرنیزاسیون در دوره قاجار بود. این انقلاب، که به استقرار نظام مشروطه سلطنتی انجامید، نخستین تجربه دموکراتیزاسیون در ایران و یکی از نخستین تجربه‌های آن در خاورمیانه بود.
  6. میراث ماندگار قاجار: دوره قاجار، علی‌رغم محدودیت‌ها و شکست‌های آشکار، میراثی ماندگار در تاریخ تحول ایران برجای گذاشت. نخستین نهادهای مدرن در ایران در این دوره شکل گرفت، ایران به تدریج وارد نظام بین‌المللی مدرن شد، و نخستین نسل روشنفکران مدرن ایران در این دوره ظهور کردند.
  7. مدرنیزاسیون مشارکتی و مدرنیزاسیون آمرانه: تجربه دوره قاجار، به ویژه انقلاب مشروطه، نشان می‌دهد که مدرنیزاسیون می‌تواند دو مسیر متفاوت داشته باشد: مسیر مشارکتی که در آن، نیروهای اجتماعی نقشی فعال در فرایند تحول دارند، و مسیر آمرانه که در آن، دولت به تنهایی هدایت‌کننده تحول است. مدرنیزاسیون دوره قاجار، به ویژه در دوره مشروطه، بیشتر به مسیر نخست نزدیک بود، اما با ظهور رضاشاه، مسیر دوم غلبه یافت.

در مجموع، بازخوانی انتقادی تجربه قاجار نشان می‌دهد که فرایند مدرنیزاسیون و دموکراتیزاسیون در ایران، فرایندی پیچیده، متناقض و تدریجی بوده که در آن، دولت قاجار نقشی دوگانه ایفا کرده است. این تجربه، همچنین نشان می‌دهد که تحول سیاسی و اجتماعی، نیازمند تعامل پویا میان دولت و جامعه است و تلاش برای تحمیل الگوهای تحول از بالا، بدون مشارکت نیروهای اجتماعی، محکوم به شکست یا ناقص‌ماندن است.

منابع و مآخذ

منابع فارسی

  1. آبادیان، حسین (1389). بحران مشروعیت در دوره قاجار. تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
  2. آجودانی، ماشاالله (1386). مشروطه ایرانی. تهران: نشر اختران.
  3. آدمیت، فریدون (1385). اندیشه ترقی و حکومت قانون: عصر سپهسالار. تهران: خوارزمی.
  4. آدمیت، فریدون (1387). امیرکبیر و ایران. تهران: خوارزمی.
  5. امانت، عباس (1389). قبله عالم: ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران. ترجمه حسن کامشاد. تهران: نشر کارنامه.
  6. امینی، علیرضا (1396). «روند تکوین بوروکراسی مدرن در ایران دوره قاجار». فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره ٤٣، صص ٧٥-٩٨.
  7. اشرف، احمد (1384). «بحران ساختاری و گذار از سنت به مدرنیته در ایران»، گفتگو، شماره ٤١، صص ١١-٣٢.
  8. توکلی طرقی، محمد (1390). تجدد بومی و بازاندیشی تاریخ. تهران: نشر تاریخ ایران.
  9. تیموری، ابراهیم (1379). عصر بی‌خبری یا تاریخ امتیازات در ایران. تهران: اقبال.
  10. خسروی، خسرو (1402). سقوط تیمورتاش: آناتومی یک تصفیه سیاسی. تهران: نشر نی.
  11. رائین، اسماعیل (1376). میرزا تقی خان امیرکبیر. تهران: جاویدان.
  12. رحمانیان، داریوش (1393). «مطالعه تطبیقی نوسازی عصر قاجار و پهلوی اول». پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، سال سوم، شماره ٢، صص ٢٣-٤٢.
  13. زرگری‌نژاد، غلامحسین (1387). رسائل مشروطیت. تهران: انتشارات کویر.
  14. زیباکلام، صادق (1386). سنت و مدرنیته. تهران: روزنه.
  15. سعدوندیان، سیروس (1380). تاریخ تحولات سیاسی ایران در دوره قاجار. تهران: پیام نور.
  16. سیف، احمد (1397). «اقتصاد سیاسی عقب‌ماندگی در ایران عصر قاجار». نقد اقتصاد سیاسی، شماره ١١، صص ٨٧-١١٠.
  17. شمیم، علی‌اصغر (1389). ایران در دوره سلطنت قاجار. تهران: امیرکبیر.
  18. طباطبایی، سید جواد (1399). تأملی درباره ایران: دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط ایران. تهران: مینوی خرد.
  19. عباسی، محمدرضا (1394). «مطالعه تطبیقی اصلاحات عباس میرزا و امیرکبیر». فصلنامه تاریخ ایران، شماره ٧٦، صص ١٥٣-١٧٦.
  20. عیسوی، چارلز (1388). تاریخ اقتصادی ایران. ترجمه یعقوب آژند. تهران: گستره.
  21. فراستخواه، مقصود (1395). «روایت ایرانی از ورود به دنیای جدید: از منظر نهاد آموزش». جامعه، فرهنگ و رسانه، شماره ١٨، صص ٣٤-٥٧.
  22. قاضی‌مرادی، حسن (1392). استبداد در ایران. تهران: نشر اختران.
  23. کاتوزیان، همایون (1393). تضاد دولت و ملت: نظریه تاریخ و سیاست در ایران. ترجمه علیرضا طیب. تهران: نشر نی.
  24. کاتوزیان، همایون (1388). دولت و جامعه در ایران: انقراض قاجار و استقرار پهلوی. ترجمه حسن افشار. تهران: نشر مرکز.
  25. کرمانی، ناظم‌الاسلام (1383). تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: امیرکبیر.
  26. گلشن، صدیقه و محمود طاهراحمدی (1396). «نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون ایران». فصلنامه تاریخ روابط خارجی، سال هجدهم، شماره ٧٢، صص ٤٥-٧٠.
  27. محبوبی اردکانی، حسین (1376). تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران. تهران: دانشگاه تهران.
  28. مستوفی، عبدالله (1371). شرح زندگانی من. تهران: زوار.
  29. میرزا صالح، غلامحسین (1393). «مطبوعات و مدرنیته در ایران عصر قاجار». رسانه، شماره ٩٨، صص ٥٧-٧٨.
  30. نوایی، عبدالحسین (1388). ایران و جهان در عصر قاجار. تهران: هما.
  31. ورهرام، غلامرضا (1385). نظام سیاسی و سازمان‌های اجتماعی ایران در عصر قاجار. تهران: معین.
  32. هدایت، مهدی‌قلی (1387). خاطرات و خطرات. تهران: زوار.

منابع انگلیسی

  1. Abrahamian, E. (2008). A History of Modern Iran. Cambridge: Cambridge University Press.
  2. Afary, J. (1996). The Iranian Constitutional Revolution, 1906-1911: Grassroots Democracy, Social Democracy, and the Origins of Feminism. New York: Columbia University Press.
  3. Amanat, A. (2017). Iran: A Modern History. New Haven: Yale University Press.
  4. Amanat, A. (1997). Pivot of the Universe: Nasir al-Din Shah Qajar and the Iranian Monarchy, 1831-1896. London: I.B. Tauris.
  5. Arjomand, S. A. (2012). “Constitutional Revolution i. Intellectual background.” Encyclopaedia Iranica, Vol. VI, Fasc. 2, pp. 163-176.
  6. Atabaki, T. (2007). The State and the Subaltern: Modernization, Society and the State in Turkey and Iran. London: I.B. Tauris.
  7. Atabaki, T., & Zürcher, E. J. (Eds.). (2004). Men of Order: Authoritarian Modernization under Atatürk and Reza Shah. London: I.B. Tauris.
  8. Behbudi, S. (2012). “The Press and the Public Sphere in the Constitutional Revolution.” Iranian Studies, 45(3), 331-347.
  9. Bonakdarian, M. (2006). “Great Britain in Qajar Political History.” Encyclopaedia Iranica, Vol. XI, Fasc. 2, pp. 188-196.
  10. Cronin, S. (2007). “Importing Modernity: European Military Missions to Qajar Iran.” Comparative Studies in Society and History, 49(1), 162-194.
  11. Farhi, F. (1990). States and Urban-Based Revolutions: Iran and Nicaragua. Chicago: University of Illinois Press.
  12. Foran, J. (1993). Fragile Resistance: Social Transformation in Iran from 1500 to the Revolution. Boulder, Colorado: Westview Press.
  13. Gheissari, A. (1998). Iranian Intellectuals in the 20th Century. Austin: University of Texas Press.
  14. Ghani, C. (2000). Iran and the Rise of Reza Shah: From Qajar Collapse to Pahlavi Power. London: I.B. Tauris.
  15. Ghasemi, F. (2015). “Military Reforms in Qajar Iran: The Case of the Persian Cossack Brigade.” Iranian Studies, 48(4), 567-589.
  16. Hairi, A. (1977). Shiism and Constitutionalism in Iran. Leiden: E.J. Brill.
  17. Halliday, F. (2005). The Middle East in International Relations: Power, Politics and Ideology. Cambridge: Cambridge University Press.
  18. Jamalzadeh, S. M. A. (2022). “Political Purges in Qajar Iran: A Case Study of Elite Displacement.” Iranian Studies, 55(3), 431-452.
  19. Keddie, N. R. (1999). Qajar Iran and the Rise of Reza Khan, 1796-1925. Costa Mesa, California: Mazda Publishers.
  20. Keddie, N. R. (1981). Roots of Revolution: An Interpretive History of Modern Iran. New Haven: Yale University Press.
  21. Martin, V. (2013). Iran Between Islamic Nationalism and Secularism: The Constitutional Revolution of 1906. London: I.B. Tauris.
  22. Martin, V. (2005). The Qajar Pact: Bargaining, Protest and the State in Nineteenth-Century Persia. London: I.B. Tauris.
  23. Milani, A. (2008). Eminent Persians: The Men and Women Who Made Modern Iran, 1941-1979. Syracuse: Syracuse University Press.
  24. Mirzaali, A. (2015). “Administrative Reforms in Qajar Iran: Toward a Modern Bureaucracy.” Iranian Studies, 48(3), 399-423.
  25. Rao, M. (2018). “Dar al-Funun: Educational Reform and Cultural Encounter in Qajar Iran.” British Journal of Middle Eastern Studies, 45(1), 48-67.
  26. Ringer, M. (2001). Education, Religion, and the Discourse of Cultural Reform in Qajar Iran. Costa Mesa, California: Mazda Publishers.
  27. Seif, A. (2016). “The Development of Communications in Qajar Iran.” Iran: Journal of the British Institute of Persian Studies, 54(2), 171-188.
  28. Sohrabi, N. (2011). Revolution and Constitutionalism in the Ottoman Empire and Iran. New York: Cambridge University Press.
  29. Tabatabai, M. (2019). “The Question of Modernity in Iran: Intellectual Discourse in the Qajar Era.” Iranian Studies, 52(3-4), 455-471.
  30. Vahdat, F. (2015). “Despotism and Freedom: The Dilemma of Iranian Modernity.” Iranian Studies, 48(3), 325-348.
  31. Wallerstein, I. (2011). The Modern World-System IV: Centrist Liberalism Triumphant, 1789-1914. Berkeley: University of California Press.
  32. Zirinsky, M. P. (1992). “Imperial Power and Dictatorship: Britain and the Rise of Reza Shah, 1921-1926.” International Journal of Middle East Studies, 24(4), 639-663.
eghbali

eghbali

نوشته‌ی بعدی

بررسی نقش تکلم به زبان ترکی در خانواده‌های ترک‌های ایران

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توصیه شده

امپراتوری تفاوت و استعمار استخراجی

خرداد 3, 1404
کودتای ۲۸ مرداد

کودتای ۲۸ مرداد

مرداد 28, 1404

اخبار منتخب.

آذربایجان و معمای سکوت: حافظه تاریخی علیه فراموشی جمعی

دی 16, 1404
نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون و ظهور گفتمان دموکراتیک در ایران

نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون و ظهور گفتمان دموکراتیک در ایران

خرداد 3, 1404
شکوه پنهان

شکوه پنهان

مرداد 11, 1404

نقش دولت قاجار در فرایند مدرنیزاسیون و ظهور گفتمان دموکراتیک در ایران

خرداد 3, 1404
از رعیت تا رعیت: چرخهٔ بستهٔ استبداد در ایران معاصر

از رعیت تا رعیت: چرخهٔ بستهٔ استبداد در ایران معاصر

دی 13, 1404
مرکز مطالعات اقتصادی و اجتماعی ملل ایران

خط مشی و اخلاق تحقیق : "مقالات و پژوهش‌های منتشر شده توسط این مرکز مطالعاتی، با رعایت کامل اصول روش‌شناختی علمی، مبتنی بر استناد به منابع آکادمیک معتبر و داوری‌شده، و با پایبندی به اصول اخلاق پژوهش از جمله امانت‌داری علمی و حفظ بی‌طرفی روش‌شناختی تدوین گردیده‌اند. هیئت علمی این مرکز، ضمن پرهیز از سوگیری‌های ایدئولوژیک و حفظ استقلال علمی، متعهد به ارائه یافته‌های پژوهشی مستند و قابل راستی‌آزمایی می‌باشد."
تابع قوانین جمهوری اسلامی

  • تبلیغات
  • حریم خصوصی

تمامی حقوق مادی و معنوی سایت برای مرکز مطالعات اقتصادی و اجتماعی ملل ایران محفوظ است.

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی

تمامی حقوق مادی و معنوی سایت برای مرکز مطالعات اقتصادی و اجتماعی ملل ایران محفوظ است.

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

ایجاد حساب جدید!

Fill the forms below to register

تمام فیلدها مورد نیاز است. ورود به سیستم

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم