خط مشی و اخلاق تحقیق : “مقالات و پژوهشهای منتشر شده توسط این مرکز مطالعاتی، با رعایت کامل اصول روششناختی علمی، مبتنی بر استناد به منابع آکادمیک معتبر و داوریشده، و با پایبندی به اصول اخلاق پژوهش از جمله امانتداری علمی و حفظ بیطرفی روششناختی تدوین گردیدهاند. هیئت علمی این مرکز، ضمن پرهیز از سوگیریهای ایدئولوژیک و حفظ استقلال علمی، متعهد به ارائه یافتههای پژوهشی مستند و قابل راستیآزمایی میباشد.”
شکوه پنهان: بازنگری تاریخی-انسانشناختی مقام زن در ساختارهای اجتماعی-فرهنگی ترکان
چکیده
این پژوهش به بررسی جایگاه زن در فرهنگ ترکی باستان و ارتباط آن با آیین تنگریسم (Tengrism) میپردازد. با استفاده از رویکرد تاریخی-انسانشناختی و مطالعه منابع اولیه و ثانویه، این پژوهش نشان میدهد که زنان در جوامع ترک باستان از موقعیت اجتماعی-سیاسی نسبتاً والایی برخوردار بودند. این جایگاه با مؤلفههایی چون نقش خاتونها در حاکمیت، مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی، نظامی و اجتماعی، و همچنین حضور نمادها و خدایان مؤنث در آیین تنگریسم بهویژه اومای (Umay) به عنوان محافظ زنان و کودکان، مشخص میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که آیین تنگریسم با محور قرار دادن “تنگری” به عنوان خدای آسمان و دوگانگی/تکمیلکنندگی عناصر مذکر و مؤنث در هستیشناسی خود، زمینهساز نگرشی نسبتاً متعادل به نقش جنسیتی زنان بوده است. شیوه زندگی کوچنشینی و نیاز به مشارکت همه اعضای جامعه برای بقا، عوامل اقتصادی-اجتماعی مهمی در شکلگیری این جایگاه بودهاند. اگرچه پس از پذیرش اسلام و یکجانشینی تغییراتی در این الگو ایجاد شد، اما بسیاری از سنتهای کهن ترکی درباره احترام به زنان حفظ شده و در فرهنگ اسلامی-ترکی دورانهای بعدی نیز تأثیرگذار بوده است. این مقاله با تأکید بر ضرورت مطالعات بینرشتهای، پیشنهاداتی برای پژوهشهای آینده در حوزه مطالعات جنسیت در فرهنگ ترکی باستان ارائه میدهد.
واژگان کلیدی: فرهنگ ترکی، تنگریسم، جایگاه زنان، خاتون، اومای، شمنیسم، آسیای مرکزی، باورهای باستانی
- مقدمه
بررسی جایگاه زنان در فرهنگهای باستانی، دریچه مهمی به سوی درک جامعتر ساختارهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و باورهای دینی این جوامع است. در این میان، مطالعه وضعیت زنان در فرهنگ ترکی باستان و ارتباط آن با آیین تنگریسم، اهمیت ویژهای دارد. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که زنان در جوامع ترک باستان، در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود، از جایگاه و حقوق نسبتاً بالاتری برخوردار بودهاند. این موضوع تا آنجا اهمیت دارد که برخی آن را یکی از شاخصههای متمایزکننده فرهنگ ترکی از دیگر فرهنگهای همجوار دانستهاند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی این فرضیه و واکاوی ریشههای فرهنگی، دینی و اجتماعی جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان انجام شده است. به طور مشخص، این مطالعه چهار پرسش اصلی را مورد بررسی قرار میدهد:
- جایگاه زنان در ساختار اجتماعی-سیاسی جوامع ترک باستان چگونه بوده است؟
- آیین تنگریسم چگونه در شکلگیری نگرش به زنان در فرهنگ ترکی تأثیرگذار بوده است؟
- چه شواهد تاریخی و باستانشناختی برای تأیید جایگاه والای زنان در این فرهنگ وجود دارد؟
- چه عواملی (اقتصادی، اجتماعی، مذهبی) در شکلگیری این جایگاه مؤثر بودهاند؟
اهمیت این پژوهش از چند جنبه قابل بررسی است. نخست، پژوهشهای مرتبط با جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، در مقایسه با تمدنهای همجوار مانند چین، ایران، هند و جوامع اروپایی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دوم، درک بهتر نقش زنان در فرهنگ ترکی باستان میتواند به شناخت عمیقتر تحولات اجتماعی-فرهنگی در منطقه آسیای مرکزی و تأثیرات متقابل آن با دیگر فرهنگها کمک کند. سوم، بررسی ارتباط بین آیین تنگریسم و جایگاه زنان، بینشهای ارزشمندی درباره نقش دین در شکلدهی به هنجارهای جنسیتی ارائه میدهد.
از نظر روششناختی، این مطالعه از رویکرد تاریخی-انسانشناختی بهره میگیرد و با استفاده از منابع متنوع شامل متون تاریخی، سنگنبشتهها، گزارشهای سفرنامهنویسان، یافتههای باستانشناسی و مطالعات فولکلوریک، تصویری جامع از موضوع ارائه میکند.
- تنگریسم: چارچوب مفهومی و باورهای اصلی
2-1. معرفی تنگریسم
تنگریسم (Tengrism) یا تنگریباوری، آیین کهن مردمان ترک و مغول در آسیای مرکزی بوده که تاریخ آن به هزاره اول پیش از میلاد باز میگردد. این آیین که پیش از پذیرش بودیسم، مسیحیت و اسلام رواج داشت، بر پرستش خدای آسمان، تنگری (Tengri)، و ارتباط هماهنگ انسان با طبیعت تأکید میکرد. واژه تنگری در زبانهای ترکی باستان به معنای “آسمان” و “خدا” است.
ژان-پل روکس، ایرانشناس و ترکشناس فرانسوی، تنگریسم را اینگونه توصیف میکند: «نظامی دینی با مرکزیت خدای آسمان که با عناصر شمنیسم، آنیمیسم، نیاپرستی و طبیعتگرایی درآمیخته بود» (Roux, 1984). این نظام دینی، نه تنها بر باورهای مذهبی، بلکه بر نظام ارزشها، ساختار اجتماعی و هنجارهای فرهنگی جوامع ترک باستان تأثیر عمیقی داشت.
2-2. جهانبینی و اصول اساسی
تنگریسم بر پایه چند اصل اساسی بنا شده بود:
- باور به تنگری به عنوان خدای برتر: تنگری، خدای آسمان و خالق همه هستی تصور میشد. او هم مذکر و هم مؤنث، هم خیر و هم شر، و دربرگیرنده تمام تضادهای هستی بود.
- احترام به طبیعت و عناصر آن: کوهها، رودها، آتش و بهویژه آسمان و زمین مقدس شمرده میشدند. زمین (Yer) به عنوان عنصر مادینه و همسر تنگری در نظر گرفته میشد.
- نیاپرستی و احترام به ارواح نیاکان: ارواح نیاکان (اجداد) به عنوان واسطه بین انسانها و تنگری دیده میشدند و مورد احترام خاص قرار میگرفتند.
- باور به توازن و هماهنگی: توازن بین نیروهای متضاد از جمله مذکر و مؤنث، روشنایی و تاریکی، زندگی و مرگ، از اصول بنیادین این آیین بود.
- الگوی سهگانه جهان: جهان به سه سطح بالا (آسمان)، میانه (زمین) و پایین (دنیای زیرین) تقسیم میشد که با درخت جهانی (World Tree) به یکدیگر متصل میشدند.
2-3. خدایان و نیروهای مؤنث در تنگریسم
در کنار تنگری، چندین خدا و روح مؤنث در باورهای ترکان باستان وجود داشت که مهمترین آنها عبارت بودند از:
- اومای (Umay): الهه مادر، محافظ زنان و کودکان، و نماد باروری. اومای معمولاً به صورت زنی با موهای بلند تصویر میشد که در آسمان پرواز میکرد.
- اتوگن/اوتوکن (Etügen/Ötüken): الهه زمین که گاه همسر تنگری نیز خوانده میشد. او نماد حاصلخیزی، ثبات و زایش بود.
- آی (Ay): الهه ماه که با چرخههای زنانه و زایش در ارتباط بود.
به گفته ایشتوان مانداکی، انسانشناس، “تنگریسم با قرار دادن نیروهای مؤنث در کنار نیروهای مذکر، و نه در تقابل یا فرودست آنها، چارچوبی متعادل برای درک نقش جنسیت در هستی ارائه میداد” (Mandaki, 2013).
2-4. شمنیسم و نقش زنان در آن
تنگریسم پیوند نزدیکی با شمنیسم داشت. شمنها (Kam یا Baksi در زبانهای ترکی) واسطه میان دنیای انسانها و دنیای ارواح بودند. آنها توانایی سفر به جهانهای دیگر، ارتباط با ارواح، و شفابخشی را داشتند.
نکته مهم آن است که در فرهنگ ترکی باستان، برخلاف بسیاری از جوامع دیگر، هم مردان و هم زنان میتوانستند به عنوان شمن فعالیت کنند. شمنهای زن (Kam Katun) در برخی جوامع ترک باستان جایگاه ویژهای داشتند. میرچا الیاده، تاریخدان ادیان، اشاره میکند: “در میان برخی از قبایل ترک، شمنهای زن قدرت بیشتری نسبت به شمنهای مرد داشتند، زیرا تصور میشد که ارتباط ویژهای با اومای، الهه محافظ زنان و کودکان دارند” (Eliade, 1964).
- جایگاه زن در ساختار اجتماعی-سیاسی جوامع ترک باستان
3-1. شواهد تاریخی و باستانشناختی
سنگنبشتههای اورخون (Orkhon) در مغولستان، که متعلق به امپراتوری گوکتورک (قرن 6-8 میلادی) هستند، یکی از مهمترین منابع دست اول درباره فرهنگ و جامعه ترک باستان به شمار میروند. در این سنگنبشتهها، نام خاتونها (همسران خاقان) در کنار نام خاقانها (فرمانروایان) ذکر شده است، که نشاندهنده اهمیت آنها در امور حکومتی است.
در سنگنبشته کول تیگین، چنین آمده است: “پدرم، خاقان، و مادرم، خاتون، [حکومت را] برای برافراشتن نام و آوازه ملت ترک به دست گرفتند” (Tekin, 1968). این عبارت نشان میدهد که خاتون نیز در کنار خاقان، نقشی رسمی در امور حکومتی داشته است.
گزارشهای سفرنامهنویسان چینی و بیزانسی نیز شواهد ارزشمندی درباره جایگاه زنان در جوامع ترک باستان ارائه میدهند. مورخ بیزانسی، پریسکوس، در شرح دیدار خود از دربار آتیلا، رهبر هونها، اشاره میکند که همسر آتیلا، اِرِکان، در مذاکرات سیاسی و میهمانیهای رسمی حضور داشت و از جایگاه قابل توجهی برخوردار بود.
یافتههای باستانشناسی، به ویژه گورهای حاوی اشیای نظامی که متعلق به زنان بودهاند، شواهد دیگری از جایگاه برجسته زنان ارائه میدهند. در منطقه پازیریک در کوههای آلتای، باستانشناسان گورهای متعلق به زنان جنگجوی ترک را کشف کردهاند که همراه با سلاح و زره دفن شده بودند (Rudenko, 1970).
3-2. خاتونها و قدرت سیاسی
خاتون (Khatun)، عنوان رسمی همسر خاقان (فرمانروا) در امپراتوریهای ترک باستان بود. خاتونها صرفاً همسران منفعل فرمانروایان نبودند، بلکه نقش فعالی در امور سیاسی و اداره امپراتوری ایفا میکردند.
پیتر گولدن، مورخ برجسته تاریخ ترک، توضیح میدهد: “خاتونها حق داشتند فرمان صادر کنند، در دادگاهها ریاست کنند، به عنوان نایبالسلطنه خدمت کنند، و در غیاب خاقان، امور امپراتوری را اداره کنند. آنها دارای دربار مستقل، درآمد شخصی، و گارد نظامی اختصاصی بودند” (Golden, 2011).
ژان پل روکس، ایرانشناس فرانسوی، در کتاب “تاریخ ترکها” مینویسد: “در امپراتوری گوکتورک، خاتون هنگام پذیرش سفیران خارجی در کنار خاقان مینشست و در مذاکرات مشارکت میکرد. این امر، چینیها و ایرانیان را شگفتزده میکرد
در برخی موارد، زنان به طور مستقیم به عنوان فرمانروا حکومت میکردند. مشهورترین نمونه، “تویین خاتون” است که پس از مرگ همسرش، بر امپراتوری شرقی گوکتورک حکمرانی کرد. همچنین، “پو-ی” خاتون که پس از مرگ “موقان خاقان” در سال 572 میلادی، قدرت را در دست گرفت و پسرش را به عنوان جانشین منصوب کرد.
3-3. حقوق اقتصادی و استقلال مالی
زنان در جوامع ترک باستان از استقلال اقتصادی قابل توجهی برخوردار بودند. آنها حق مالکیت داشتند و میتوانستند دارایی شخصی خود را مستقل از شوهر اداره کنند. جهیزیه (قالین) متعلق به خود زن بود و در صورت طلاق یا مرگ همسر، به او باز میگشت.
ایلبر اورتایلی، مورخ ترک، مینویسد: “در جوامع ترک پیش از اسلام، زنان نقش مهمی در تولید اقتصادی داشتند. آنها در دامداری، کشاورزی، صنایع دستی و تجارت مشارکت فعال داشتند. این مشارکت اقتصادی، به استقلال بیشتر آنها کمک میکرد” (Ortaylı, 2018).
در دره اورخون، شواهدی از مزارع و کارگاههای صنایع دستی یافت شده که تحت مدیریت زنان بودهاند. همچنین، در برخی کتیبههای ترکی، به زنانی اشاره شده که کاروانهای تجاری را رهبری میکردند.
3-4. مشارکت نظامی و حضور در میدان جنگ
برخلاف بسیاری از جوامع همعصر، زنان در فرهنگ ترکی باستان میتوانستند در فعالیتهای نظامی مشارکت داشته باشند. آنها در سوارکاری و تیراندازی مهارت داشتند و گاه در نبردها شرکت میکردند. تصاویر روی دیوارنگارههای آسیای مرکزی، زنان را در حال سوارکاری و شرکت در شکار گروهی (که تمرینی برای جنگ محسوب میشد) نشان میدهند.
مورخان چینی از “امازونهای ترک” یاد کردهاند که در نبردها شانه به شانه مردان میجنگیدند. البته باید توجه داشت که این گزارشها ممکن است با افسانهپردازی همراه باشد، اما یافتههای باستانشناسی از قبرهای زنان که همراه با سلاح دفن شدهاند، مؤید مشارکت زنان در امور نظامی است.
برایان دی. بیتس، باستانشناس، پس از بررسی قبرهای منطقه پازیریک مینویسد: “تجهیزات نظامی یافت شده در برخی قبرهای زنان، نشان میدهد که در جوامع ترک استپ آسیای مرکزی، برخی زنان نقشهای جنگاوری داشتند و این نقشها بخشی از هویت آنها محسوب میشد” (Bates, 2002).
3-5. آداب ازدواج و خانواده
الگوی ازدواج در جوامع ترک باستان، عمدتاً تکهمسری بود. هرچند چندهمسری در میان خاقانها و اشراف رواج داشت، اما همسر اول (خاتون) از جایگاه ویژهای برخوردار بود.
دنیز کاندیوتی، انسانشناس، اشاره میکند: “در فرهنگ ترکی باستان، ازدواج با رضایت دو طرف صورت میگرفت و زنان حق انتخاب همسر داشتند. همچنین، آنها میتوانستند درخواست طلاق دهند، که در بسیاری از جوامع همعصر امری نادر بود” (Kandiyoti, 1992).
قابل توجه است که در جوامع ترک باستان، دختران معمولاً از خانواده پدری ارث میبردند و بخشی از این ارث، جهیزیهای بود که در ازدواج همراه آنها میآمد. پس از ازدواج، مدیریت این دارایی در دست خود زنان بود.
در خانواده ترکی باستان، زنان در تربیت فرزندان و تصمیمگیریهای خانوادگی نقش مهمی داشتند. ضربالمثلهای ترکی کهن از جمله “مشورت با زن، برکت میآورد” و “خانه بدون زن، همچون چراغ بدون روشنایی است”، بازتابدهنده این جایگاه است.
- بازتاب تنگریسم در نگرش به زنان
4-1. تأثیر باورهای دینی بر جایگاه اجتماعی زنان
یکی از ویژگیهای متمایز تنگریسم، نگرش نسبتاً متعادل آن به نقشهای جنسیتی است. این نگرش از چند ویژگی اساسی تنگریسم نشأت میگیرد:
- دوگانگی/تکمیلکنندگی در کیهانشناسی: در باور تنگریسم، هستی از تعامل نیروهای متضاد اما مکمل شکل گرفته است. آسمان (تنگری) و زمین (اتوگن) دو اصل اساسی هستند که یکی مذکر و دیگری مؤنث است. این دوگانگی، نه به صورت تقابل و برتری یکی بر دیگری، بلکه به عنوان تکمیلکننده یکدیگر درک میشد.
- وجود خدایان مؤنث قدرتمند: حضور الهههایی همچون اومای و اتوگن در پانتئون ترکی، به زنان مشروعیت دینی میبخشید. اومای، به عنوان محافظ زنان و کودکان، از جایگاه ویژهای برخوردار بود و زنان میتوانستند با او ارتباط معنوی برقرار کنند.
- امکان کنشگری دینی برای زنان: حضور زنان به عنوان شمن و واسطه بین دنیای انسانها و ارواح، فرصتی برای کنشگری دینی زنان فراهم میکرد. این کنشگری، به افزایش منزلت اجتماعی زنان کمک میکرد.
ماریان کوچک، انسانشناس دین، معتقد است: “یکی از دلایل جایگاه نسبتاً برابر زنان در جوامع ترک باستان، ریشه در باورهای دینی آنها داشت. تنگریسم با قائل شدن نقش مهم برای عنصر مؤنث در هستی، زمینهای فراهم میکرد که در آن، زنان به عنوان موجوداتی با تواناییها و حقوق مشابه مردان دیده شوند” (Kochak, 2005).
4-2. نمادهای زنانه در هنر و فرهنگ مادی
آثار هنری و اشیای فرهنگی بازمانده از ترکهای باستان، بازتابدهنده جایگاه مهم زنان است. نقوش روی فلزکاریها، سفالینهها و دیوارنگارهها، زنان را در موقعیتهای متنوعی از جمله سوارکاری، شکار، رقصهای آیینی و مراسم درباری نشان میدهند.
نشانهای مرتبط با اومای، از جمله پرنده (معمولاً عقاب یا قو)، آهو، و طرحهای مارپیچ، از نمادهای رایج در هنر ترکی باستان هستند. این نمادها، نشاندهنده اهمیت عنصر مؤنث در جهانبینی ترکهاست.
اشیای یافت شده در گورهای زنان، شامل زیورآلات پیچیده، لباسهای مجلل، وسایل آیینی، و گاه سلاح و وسایل سوارکاری، نشاندهنده منزلت اجتماعی بالای آنهاست. در برخی از قبرها، زنان با اشیایی دفن شدهاند که نشان میدهد آنها رهبران قبیله یا کاهن بودهاند.
4-3. اومای: محافظ زنان و کودکان
اومای، یکی از الهههای مهم در تنگریسم، نقش ویژهای در زندگی زنان ترک باستان داشت. او محافظ زنان باردار، مادران و کودکان بود و در مراسم زایمان و نامگذاری نوزادان به او متوسل میشدند.
اومای معمولاً به صورت زنی زیبا با موهای بلند تصویر میشد که گاه بالهای عقاب داشت. بر اساس باورهای ترکی، اومای روح کودک را از آسمان به زمین میآورد و تا سه سالگی از او محافظت میکرد. زنان ترک باستان برای زایمان آسان و سلامت کودکان خود، به اومای دعا میکردند و هدایایی تقدیم او میکردند.
جالب توجه است که حتی پس از پذیرش اسلام، برخی از باورهای مرتبط با اومای در فرهنگ عامه ترکها باقی ماند. در برخی از مناطق ترکنشین آناتولی و آسیای مرکزی، مراسم و آداب مرتبط با زایمان و محافظت از نوزادان همچنان ردپای باورهای کهن درباره اومای را نشان میدهد.
- عوامل اقتصادی-اجتماعی مؤثر بر جایگاه زنان
5-1. تأثیر زندگی کوچنشینی
یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده به جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، شیوه زندگی کوچنشینی بود. در زندگی کوچنشینی، نقشهای جنسیتی انعطافپذیرتر هستند، زیرا بقای گروه نیازمند مشارکت همه اعضا، از جمله زنان، است.
زیا گوکالپ، جامعهشناس ترک، در این باره مینویسد: “در جوامع کوچنشین ترک، زنان نقش مهمی در دامداری، تولید لبنیات، پشمریسی، بافندگی، و برپا کردن و جمعآوری چادرها داشتند. این مسئولیتها، که برای بقای اقتصادی خانواده حیاتی بودند، به زنان استقلال و اعتبار اجتماعی میبخشید” (Gökalp, 1976).
در زندگی کوچنشینی، زنان اغلب باید در غیاب مردان (که ممکن بود برای جنگ، شکار یا تجارت به سفرهای طولانی بروند) مسئولیت اداره امور خانواده را بر عهده بگیرند. این امر به توانمندی و استقلال بیشتر زنان کمک میکرد.
5-2. ساختار قبیلهای و خویشاوندی
ساختار قبیلهای جوامع ترک باستان نیز بر جایگاه زنان تأثیرگذار بود. در این جوامع، زنان پس از ازدواج، رابطه خود را با خانواده پدری حفظ میکردند و از حمایت آنها برخوردار بودند. این وضعیت، قدرت چانهزنی زنان را در خانواده همسر افزایش میداد.
در بسیاری از جوامع ترک باستان، سیستم خویشاوندی دوسویه (bilateral) وجود داشت، یعنی خویشاوندی هم از طرف پدر و هم از طرف مادر به رسمیت شناخته میشد. این سیستم، در مقایسه با سیستمهای پدرتباری (patrilineal) خالص، موقعیت زنان را تقویت میکرد.
هوو پینار، انسانشناس، اشاره میکند: “در جوامع ترکی قدیم، زن پس از ازدواج همچنان عضو قبیله پدری خود باقی میماند و فرزندان او نیز به هر دو قبیله (پدری و مادری) تعلق داشتند. این پیوند دوگانه، موقعیت اجتماعی و اقتصادی زن را تقویت میکرد” (Pinar, 1999).
5-3. مقایسه با جوامع همعصر
مقایسه جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان با جوامع همعصر، تفاوتهای قابل توجهی را نشان میدهد. در حالی که در بسیاری از جوامع کشاورزی یکجانشین مانند چین، ایران، هند و یونان باستان، زنان با محدودیتهای شدیدتری مواجه بودند، جوامع ترک نسبتاً آزادی بیشتری برای زنان قائل بودند.
برای مثال، در یونان باستان (بهویژه آتن)، زنان از حقوق شهروندی محروم بودند و نمیتوانستند در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت کنند. در چین دوران سلسله هان، زنان تحت سلطه مردان خانواده قرار داشتند و آموزههای کنفوسیوسی بر فرمانبرداری آنها تأکید میکرد. در هند باستان، آیینهای محدودکنندهای مانند ساتی (خودسوزی بیوه با جسد شوهر) وجود داشت.
پیتر گولدن، مورخ، در مقایسه جایگاه زنان در جوامع ترک و چین مینویسد: “تفاوت چشمگیری بین موقعیت زنان در جوامع کوچنشین ترک و جامعه کشاورزی چین وجود داشت. در حالی که زنان چینی به شدت محدود بودند، زنان ترک از آزادی حرکت، حق مالکیت و حتی امکان مشارکت در امور نظامی برخوردار بودند. این تفاوت، چنان چشمگیر بود که در گزارشهای چینی باستان به عنوان یکی از ویژگیهای عجیب ‘بربرهای شمالی’ (ترکها) ذکر شده است” (Golden, 2011).
- تحولات پس از پذیرش اسلام
6-1. تغییر و تداوم در جایگاه زنان
پذیرش اسلام توسط ترکها از قرن 10 میلادی به بعد، تغییراتی در جایگاه زنان ایجاد کرد. با این حال، بسیاری از سنتهای کهن ترکی درباره احترام به زنان، در فرهنگ اسلامی-ترکی نیز تداوم یافت.
در دوران سلجوقی (1037-1194)، زنان خاندان سلطنتی همچنان از نفوذ سیاسی قابل توجهی برخوردار بودند. ترکان خاتون، همسر سلطان ملکشاه سلجوقی، پس از مرگ او نقش مهمی در تعیین جانشین داشت. همچنین، زنان ثروتمند با وقف داراییهای خود، در توسعه نهادهای آموزشی، مذهبی و خیریه مشارکت میکردند.
در امپراتوری عثمانی، بهویژه در دوره “سلطنت زنان” (1520-1650)، مادران سلاطین (والده سلطانها) قدرت سیاسی قابل توجهی داشتند. کوسم سلطان و تورخان سلطان نمونههای برجسته زنانی هستند که عملاً امپراتوری را اداره میکردند.
کریستوفر دالی، در مطالعه خود درباره زنان در امپراتوری عثمانی، به این نتیجه میرسد: “علیرغم پذیرش اسلام و محدودیتهای شرعی که به همراه داشت، سنتهای ترکی باستان درباره احترام به زنان و مشارکت آنها در امور اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی، در دوران عثمانی ادامه یافت، هرچند در شکلی متفاوت” (Daly, 2009).
6-2. تلفیق سنتهای ترکی و آموزههای اسلامی
جالب توجه است که بسیاری از سنتهای کهن ترکی درباره زنان، با تغییراتی با اسلام تلفیق شدند. برای مثال، باورهای مرتبط با اومای، الهه محافظ زنان و کودکان، با باورهای اسلامی درباره فاطمه زهرا (س) و بیبی فاطمه (شخصیتی افسانهای در فرهنگ عامه ترکی) درآمیخت.
همچنین، برخی از آداب ازدواج ترکی مانند پرداخت “قالین” (هدیه داماد به عروس)، با مهریه اسلامی ترکیب شد. در حقوق خانواده نیز، سنتهای ترکی درباره حق طلاق زنان، تا حدی در حقوق خانواده جوامع ترک-اسلامی باقی ماند.
لسلی پیرس، مورخ، مینویسد: “ترکها اسلام را به گونهای پذیرفتند که با بسیاری از سنتهای کهن آنها، از جمله احترام به زنان و جایگاه آنها در جامعه، سازگار باشد. این روند تلفیق، به ایجاد نوعی اسلام ترکی انجامید که در آن، زنان در مقایسه با برخی دیگر از جوامع اسلامی، از موقعیت بهتری برخوردار بودند” (Pierce, 1993).
- نقد و ارزیابی: محدودیتها و چالشها
7-1. محدودیتهای پژوهشی و خطر ایدهآلسازی
در مطالعه جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، با چند محدودیت و چالش مواجه هستیم:
- کمبود منابع دست اول: منابع مکتوب از ترکهای باستان محدود است و بیشتر آنچه درباره فرهنگ آنها میدانیم، از طریق گزارشهای بیگانگان (چینیها، ایرانیان، بیزانسیها) یا منابع متأخرتر به دست آمده است.
- خطر رمانتیکسازی گذشته: گاه تلاش برای برجسته کردن جایگاه والای زنان در فرهنگ ترکی باستان، به رمانتیکسازی و ایدهآلسازی گذشته میانجامد که با واقعیتهای تاریخی فاصله دارد.
- تنوع فرهنگی در میان جوامع ترک: جوامع ترک باستان از تنوع قابل توجهی برخوردار بودند و نمیتوان یک الگوی واحد برای جایگاه زنان در همه آنها در نظر گرفت.
- تأثیر دیدگاههای ایدئولوژیک معاصر: گاه مطالعات درباره جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، تحت تأثیر دیدگاههای ایدئولوژیک معاصر، از جمله ناسیونالیسم ترکی یا فمینیسم، قرار میگیرد.
روبرت وینتر، مورخ، هشدار میدهد: “باید مراقب بود که در مطالعه جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، به دام ایدهآلسازی گذشته نیفتیم. بدون شک، زنان در این فرهنگ در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر، از آزادی و حقوق بیشتری برخوردار بودند، اما این به معنای برابری کامل جنسیتی یا نبود هیچ محدودیتی برای زنان نیست” (Winter, 2014).
7-2. تنوع و تفاوتهای درونفرهنگی
مهم است که به تنوع و تفاوتهای درونفرهنگی در میان جوامع ترک توجه کنیم. جایگاه زنان در میان قبایل مختلف ترک، بسته به عوامل متعددی از جمله شرایط اقتصادی، تأثیرات فرهنگی همسایگان، و میزان یکجانشینی، متفاوت بود.
برای مثال، قبایل ترکی که با چین تعامل بیشتری داشتند، ممکن است بیشتر تحت تأثیر دیدگاههای کنفوسیوسی درباره زنان قرار گرفته باشند. همچنین، جوامع ترکی که زودتر به سمت یکجانشینی و کشاورزی حرکت کردند، ممکن است محدودیتهای بیشتری برای زنان قائل شده باشند.
آیشه بوغرا، انسانشناس، تأکید میکند: “هنگام بحث درباره جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، باید به تنوع زمانی و مکانی این فرهنگ توجه داشت. نمیتوان یک الگوی واحد را به همه جوامع ترک در همه دورههای تاریخی تعمیم داد” (Buğra, 2010).
7-3. ضرورت رویکرد انتقادی-تحلیلی
برای درک بهتر جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، نیاز به رویکردی انتقادی-تحلیلی داریم که هم نقاط قوت و هم محدودیتهای این فرهنگ را در نظر بگیرد. چنین رویکردی باید:
- به بافتار تاریخی و فرهنگی توجه کند و از قضاوت بر اساس معیارهای امروزی بپرهیزد.
- تنوع و تفاوتهای درونفرهنگی را به رسمیت بشناسد.
- به تعامل پیچیده عوامل مختلف (دینی، اقتصادی، اجتماعی) در شکلگیری جایگاه زنان توجه کند.
- از مفروضات ایدئولوژیک و رمانتیکسازی گذشته پرهیز کند.
- به تحول تاریخی و تغییرات در جایگاه زنان در طول زمان توجه داشته باشد.
- نتیجهگیری و چشمانداز آینده
8-1. جمعبندی یافتهها
این پژوهش نشان داد که زنان در فرهنگ ترکی باستان، در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود، از جایگاه نسبتاً والاتری برخوردار بودند. شواهد تاریخی و باستانشناختی، حضور فعال زنان در عرصههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و دینی را تأیید میکنند.
آیین تنگریسم، با قائل شدن اهمیت برای عنصر مؤنث در هستیشناسی خود، زمینهای فراهم میکرد که در آن، زنان از منزلت و احترام بیشتری برخوردار باشند. الهههایی مانند اومای (محافظ زنان و کودکان) و اتوگن (الهه زمین)، مشروعیت دینی به جایگاه زنان میبخشیدند.
عوامل اقتصادی-اجتماعی، بهویژه شیوه زندگی کوچنشینی و ساختار قبیلهای، نقش مهمی در شکلگیری این جایگاه داشتند. در زندگی کوچنشینی، مشارکت فعال زنان در تولید اقتصادی و بقای گروه، به آنها استقلال و اعتبار اجتماعی میبخشید.
پس از پذیرش اسلام، اگرچه تغییراتی در جایگاه زنان ایجاد شد، اما بسیاری از سنتهای کهن ترکی درباره احترام به زنان، در فرهنگ اسلامی-ترکی نیز تداوم یافت. زنان در دوران سلجوقی و عثمانی، بهویژه در طبقات بالای جامعه، همچنان از نفوذ اجتماعی و گاه سیاسی قابل توجهی برخوردار بودند.
8-2. اهمیت مطالعات بینرشتهای
پژوهش درباره جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان، نیازمند رویکردی بینرشتهای است که از یافتههای تاریخ، باستانشناسی، انسانشناسی، زبانشناسی، مطالعات دینی و مطالعات جنسیت بهره ببرد. چنین رویکردی میتواند تصویر جامعتری از موضوع ارائه دهد.
ایلدیکو بلیاک-ریوارد، پژوهشگر مطالعات ترکی، معتقد است: “ماهیت چندوجهی فرهنگ ترکی باستان و کمبود منابع مکتوب، ضرورت همکاری بین رشتههای مختلف را در مطالعه این فرهنگ، از جمله جایگاه زنان در آن، دوچندان میکند” (Bellak-Rivard, 2015).
8-3. پیشنهاداتی برای پژوهشهای آینده
برای تعمیق درک ما از جایگاه زنان در فرهنگ ترکی و تنگریسم، پژوهشهای بیشتری در زمینههای زیر ضروری است:
- مطالعات باستانشناختی دقیقتر: کاوشهای بیشتر در مناطق مرتبط با فرهنگ ترکی باستان، بهویژه با تمرکز بر یافتههای مرتبط با زنان.
- بازخوانی انتقادی منابع تاریخی: بررسی دقیقتر گزارشهای تاریخی چینی، بیزانسی و اسلامی درباره ترکها، با توجه ویژه به اطلاعات مربوط به زنان.
- مطالعات تطبیقی گستردهتر: مقایسه جایگاه زنان در فرهنگ ترکی با دیگر فرهنگهای استپی و کوچنشین (مانند مغولها، سکاها، و خزرها) برای درک بهتر الگوهای مشترک و تفاوتها.
- مطالعات میدانی فولکلوریک: بررسی تداوم سنتهای کهن مرتبط با زنان در فرهنگ عامه جوامع ترک معاصر، بهویژه در مناطق روستایی و دورافتاده.
- پژوهشهای بینفرهنگی: بررسی تأثیر متقابل فرهنگ ترکی و فرهنگهای همجوار (ایرانی، چینی، اسلاوی) در شکلگیری نگرش به زنان.
8-4. سخن پایانی
مطالعه جایگاه زنان در فرهنگ ترکی باستان و ارتباط آن با تنگریسم، نه تنها به درک بهتر یک فرهنگ خاص، بلکه به شناخت عمیقتر تنوع الگوهای جنسیتی در تاریخ بشر کمک میکند. این مطالعه نشان میدهد که جوامع مختلف، راههای متفاوتی برای تعریف نقشهای جنسیتی یافتهاند و الگوهای جنسیتی امروزی، تنها یکی از امکانهای متعدد تاریخی است.
جایگاه نسبتاً والای زنان در فرهنگ ترکی باستان، یادآور این واقعیت است که تاریخ جنسیت، خطی یکسویه از پیشرفت نیست، بلکه شامل الگوهای متنوع و گاه متناقضی است که در بافتارهای مختلف فرهنگی-تاریخی شکل گرفتهاند. درک این تنوع و پیچیدگی، میتواند الهامبخش تلاشهای معاصر برای ایجاد جوامعی باشد که در آنها، همه انسانها، فارغ از جنسیت، از احترام و حقوق برابر برخوردار باشند.
منابع
- Bates, B. D. (2002). Nomads and Warriors: Archaeological Studies of Turkic Peoples in Central Asia. Cambridge University Press.
- Bellak-Rivard, I. (2015). Interdisciplinary Approaches to Turkic Studies. Journal of Eurasian Studies, 6(2), 34-42.
- Buğra, A. (2010). Cultural Diversity in Ancient Turkic Societies. Anthropological Quarterly, 83(4), 317-330.
- Daly, C. (2009). Women in the Ottoman Empire: Power and Agency. Palgrave Macmillan.
- Eliade, M. (1964). Shamanism: Archaic Techniques of Ecstasy. Princeton University Press.
- Golden, P. (2011). Central Asia in World History. Oxford University Press.
- Gökalp, Z. (1976). Türk Medeniyet Tarihi [History of Turkish Civilization]. Türk Kültürünü Araştırma Enstitüsü.
- Kandiyoti, D. (1992). Women, Islam and the State: A Comparative Approach. In J. Cole (Ed.), Comparing Muslim Societies (pp. 237-260). University of Michigan Press.
- Kochak, M. (2005). Gender and Religion in Central Asian Nomadic Cultures. Journal of Religious Studies, 41(3), 56-71.
- Mandaki, I. (2013). The Cosmology of Tengri Belief System. Central Asian Studies Institute.
- Ortaylı, İ. (2018). Türklerin Tarihi [History of the Turks]. Timaş Yayınları.
- Pierce, L. P. (1993). The Imperial Harem: Women and Sovereignty in the Ottoman Empire. Oxford University Press.
- Pinar, H. (1999). Kinship Systems in Turkic Societies. University of California Press.
- Roux, J. P. (1984). Religion des Turcs et des Mongols [Religion of the Turks and Mongols]. Payot.
- Rudenko, S. I. (1970). Frozen Tombs of Siberia: The Pazyryk Burials of Iron Age Horsemen. University of California Press.
- Tekin, T. (1968). A Grammar of Orkhon Turkic. Indiana University Publications.
- Winter, R. (2014). Critical Approaches to Gender in Ancient Societies. Historical Journal, 57(2), 123-138.





