خط مشی و اخلاق تحقیق : “مقالات و پژوهشهای منتشر شده توسط این مرکز مطالعاتی، با رعایت کامل اصول روششناختی علمی، مبتنی بر استناد به منابع آکادمیک معتبر و داوریشده، و با پایبندی به اصول اخلاق پژوهش از جمله امانتداری علمی و حفظ بیطرفی روششناختی تدوین گردیدهاند. هیئت علمی این مرکز، ضمن پرهیز از سوگیریهای ایدئولوژیک و حفظ استقلال علمی، متعهد به ارائه یافتههای پژوهشی مستند و قابل راستیآزمایی میباشد.”
مدرنیزاسیون اقتدارگرا: تحلیلی بر ساختار قدرت و سازوکارهای سرکوب مخالفان در عصر رضاشاه پهلوی
چکیده
این مقاله با رویکردی انتقادی-تحلیلی، ساختار قدرت و سازوکارهای سرکوب در دوره حکومت رضاشاه پهلوی را بررسی میکند. با استفاده از نظریههای دولت اقتدارگرا، بیوپولیتیک فوکویی و مفهوم دولت استثنایی آگامبن، این پژوهش استدلال میکند که رژیم رضاشاه نمونهای از «مدرنیزاسیون اقتدارگرا» بود که در آن، ضمن پیگیری پروژههای نوسازی، فضای عمومی و گفتمانی کاملاً محدود و سرکوب شد. برخلاف دیدگاههای تکبعدی که صرفاً بر جنبههای نوسازی یا استبدادی این دوره تمرکز میکنند، این مقاله با تحلیل دیالکتیکی، نشان میدهد که نوسازی و استبداد در این دوره دو روی یک سکه بودند و تحلیل گفتمانهای رسمی، سازوکارهای انضباطی، و شیوههای سرکوب این دوره، بینشی عمیقتر نسبت به تبارشناسی دولت مدرن در ایران معاصر ارائه میدهد. یافتههای این پژوهش ضمن بازنگری در رویکردهای سنتی به مطالعه این دوره، نشان میدهد که چگونه تکنولوژیهای نوین قدرت در کنار ابزارهای سنتی سرکوب، الگویی از حکمرانی را بنیان نهادند که میراث آن در تاریخ سیاسی ایران معاصر همچنان مشهود است.
واژگان کلیدی
رضاشاه پهلوی، مدرنیزاسیون اقتدارگرا، تکنولوژیهای قدرت، گفتمانهای انضباطی، روشنفکران، دولت استثنایی، سرکوب سیاسی، بیوپولیتیک
۱. مقدمه: بازنگری انتقادی در مطالعات عصر رضاشاه
مطالعات تاریخ معاصر ایران، بهویژه دوره رضاشاه، همواره میدان کشاکشهای ایدئولوژیک و تفسیرهای متعارض بوده است. از یک سو، رویکردهای مدرنیستی، تأکید بر دستاوردهای نوسازی و دولتسازی این دوره داشتهاند (Ansari, 2012; Marashi, 2019)، و از سوی دیگر، رویکردهای انتقادی، بر ماهیت استبدادی، سرکوبگر و وابسته حکومت رضاشاه متمرکز بودهاند (Abrahamian, 2018; Katouzian, 2018). در سالهای اخیر، پژوهشگرانی چون تورج اتابکی (Atabaki, 2017)، استفانی کرونین (Cronin, 2021) و سیروس غنی (Ghani, 2016) کوشیدهاند با رویکردی متوازنتر، تصویری پیچیدهتر از این دوره ارائه دهند.
این مقاله، ضمن بهرهگیری از دستاوردهای این مطالعات، با اتخاذ چارچوب نظری ترکیبی از مفاهیم دولت اقتدارگرا، تکنولوژیهای قدرت فوکویی و مفهوم «وضعیت استثنایی» آگامبن (Agamben, 2005)، به بازخوانی انتقادی سازوکارهای سرکوب مخالفان در عصر رضاشاه میپردازد. بر این اساس، پرسشهای اصلی پژوهش عبارتند از: 1) سازوکارهای مفهومی و نهادی سرکوب در عصر رضاشاه چه بودند؟ 2) چه رابطهای میان پروژههای نوسازی این دوره و ساختارهای سرکوب وجود داشت؟ 3) چگونه میتوان تبارشناسی انتقادی از تکنولوژیهای قدرت این دوره ارائه داد که ورای دوگانههای سادهانگارانه «سنت-مدرنیته» یا «استقلال-وابستگی» باشد؟
۲. چارچوب مفهومی: فراتر از دوگانههای سادهانگارانه
۲.۱. تلفیق نظریههای قدرت و حاکمیت
این پژوهش برای فهم بهتر ساختار سیاسی عصر رضاشاه، از چارچوب مفهومی ترکیبی بهره میگیرد که عناصر زیر را دربرمیگیرد:
- مفهوم «دولت اقتدارگرای بوروکراتیک» (O’Donnell, 2014): این مفهوم، که ابتدا برای تحلیل رژیمهای نظامی آمریکای لاتین به کار رفت، به دولتهایی اشاره دارد که در آن تکنوکراتها و نظامیان با هدف نوسازی اقتصادی، آزادیهای سیاسی را محدود میکنند. این مفهوم برای فهم ماهیت تکنوکراتیک-نظامی دولت رضاشاه مفید است.
- مفهوم «تکنولوژیهای قدرت» فوکو (Foucault, 2011): این مفهوم، امکان فهم میکروفیزیک قدرت را فراهم میآورد – یعنی چگونه قدرت نه فقط از بالا به پایین، بلکه در سطوح خرد جامعه اعمال میشود. ایده فوکو درباره «بیوپولیتیک» – یعنی کنترل بدنها و جمعیتها – برای فهم اقدامات رضاشاه در حوزههایی چون لباس متحدالشکل، کشف حجاب و… مفید است.
- مفهوم «وضعیت استثنایی» آگامبن (Agamben, 2005): آگامبن استدلال میکند که حاکمیت مدرن، متکی بر توانایی اعلام «وضعیت استثنایی» است – شرایطی که در آن، قانون به حالت تعلیق درمیآید. این مفهوم برای فهم چگونگی توجیه سرکوبهای رضاشاه تحت لوای «ضرورتهای ملی» و «امنیت کشور» کاربرد دارد.
- نظریه «هژمونی» گرامشی (Green, 2020): این نظریه توضیح میدهد که چگونه دولتها نه فقط از طریق زور، بلکه با ایجاد رضایت فرهنگی، سلطه خود را توجیه میکنند. این چارچوب برای فهم تلاشهای رضاشاه در ایجاد گفتمان ناسیونالیستی و باستانگرایی مفید است.
۲.۲. مفهوم «مدرنیزاسیون اقتدارگرا»
مفهوم محوری این پژوهش، «مدرنیزاسیون اقتدارگرا» است که فراتر از مفهوم سادهانگارانه «استبداد منور» است. مدرنیزاسیون اقتدارگرا به فرایندی اشاره دارد که در آن، عناصر نوسازی (صنعتیسازی، شهرنشینی، اصلاحات اداری) با سرکوب سیاسی و ایجاد نظامهای انضباطی همراه است. در این الگو، نوسازی نه هدف، بلکه ابزاری برای تداوم و تقویت سلطه سیاسی است. این مفهوم ذاتاً متناقضنماست: «مدرنیته» به معنای آزادی، خودمختاری و عقلانیت، در کنار «اقتدارگرایی» به معنای سرکوب، تحمیل و خشونت.
۲.۳. سه سطح تحلیل سرکوب
برای فهم بهتر سازوکارهای سرکوب در عصر رضاشاه، سه سطح تحلیل را پیشنهاد میکنیم:
- سطح نهادی-ساختاری: بررسی نهادهای سرکوب (ارتش، شهربانی، دستگاه قضایی)
- سطح گفتمانی-ایدئولوژیک: تحلیل گفتمانهای مشروعیتبخش و توجیهکننده سرکوب
- سطح کنشگرانه: بررسی مواجهه و مقاومت نیروهای اجتماعی در برابر سرکوب
۳. زمینههای تاریخی و بینالمللی ظهور رضاشاه: نگاهی ساختاری
۳.۱. بستر داخلی: بحرانهای چندگانه دوره پساانقلابی
ظهور رضاخان را باید در بستر بحرانهای چندگانه پس از انقلاب مشروطه تحلیل کرد. مطابق تحلیل ساختاری فرهاد کاظمی (Kazemi, 2022) و کارن باراکی (Barkey, 2019)، این بحرانها شامل:
- بحران امنیتی: ضعف دولت مرکزی، شورشهای منطقهای و آشوبهای داخلی
- بحران مالی: ورشکستگی خزانه، بدهیهای خارجی و فقدان منابع درآمدی پایدار
- بحران مشروعیت: فقدان اجماع میان نخبگان سیاسی و ناکارآمدی ساختارهای حکومتی
- بحران هویتی: کشاکشهای ایدئولوژیک میان گفتمانهای سنتگرا، اسلامگرا و مدرنگرا
این بحرانهای همزمان، زمینه ظهور نیرویی را فراهم کرد که وعده بازگرداندن نظم، امنیت و عظمت را میداد.
۳.۲. بستر بینالمللی: عصر اقتدارگرایی جهانی
ظهور رضاشاه را نمیتوان جدا از جریانهای بینالمللی دهههای 1920 و 1930 فهمید. همانطور که تحقیقات اخیر کوزنتسوف (Kuznetsov, 2023) و زوکرمن (Zuckerman, 2021) نشان میدهد، در این دوره:
- روند جهانی اقتدارگرایی: ظهور فاشیسم در ایتالیا و آلمان، استالینیسم در شوروی و اقتدارگرایی در ترکیه، مدلهای حکومتی جذابی برای نخبگان ایرانی فراهم کرد.
- بحران لیبرال دموکراسی: بحران اقتصادی 1929 و ناکامیهای دموکراسیهای لیبرال در حل مشکلات اقتصادی، اعتبار الگوهای دموکراتیک را کاهش داد.
- رقابت استعماری: رقابت بریتانیا و شوروی در ایران و تمایل بریتانیا به ایجاد دولتی مرکزی برای مقابله با نفوذ کمونیسم.
- الگوی آتاتورکی: نوسازی اقتدارگرا در ترکیه به رهبری آتاتورک، الگویی جذاب برای رضاخان فراهم کرد.
۴. تبارشناسی دستگاههای انضباطی و سرکوب در عصر رضاشاه
۴.۱. مدرنیزاسیون ابزارهای سرکوب
برخلاف دوره قاجار که در آن سرکوب عمدتاً ماهیتی سنتی و غیرمنظم داشت، عصر رضاشاه شاهد شکلگیری نظام سرکوب مدرن، تخصصی و سیستماتیک بود. مطابق پژوهشهای اخیر تاریخ نهادی توسط رمضانینژاد (۱۴۰۰) و کیانطهماسبی (Kian-Tehmasbi, 2022)، عناصر اصلی این نظام عبارت بودند از:
۴.۱.۱. ارتش نوین و متمرکز
ارتش مدرن ایران که با قانون نظام اجباری (1304ش/1925م) و با الگوبرداری از ارتشهای اروپایی شکل گرفت، نه تنها ابزاری برای دفاع خارجی، بلکه سازوکاری برای سرکوب داخلی بود. مطالعات اخیر کرونین (Cronin, 2021) نشان میدهد که رضاشاه ارتش را به عنوان «ستون فقرات رژیم» میدید و با اولویتدادن به بودجه نظامی، آن را به ابزاری مؤثر برای سرکوب تبدیل کرد. ارتش با سرکوب قیامهای منطقهای (آذربایجان، خراسان، کردستان، خوزستان و فارس) و فروپاشی ساختارهای قدرت عشایری، زمینه را برای تمرکزگرایی سیاسی فراهم کرد.
۴.۱.۲. نظام پلیسی و امنیتی
مطالعات اخیر در مورد شکلگیری نظام پلیسی مدرن در ایران (Hämäläinen, 2022؛ رضوانی، ۱۴۰۱) نشان میدهد که «شهربانی» و «نظمیه» مدرن، با استخدام مستشاران خارجی (بهویژه سوئدی)، به تدریج شکل گرفت و به ابزاری کارآمد برای نظارت و کنترل شهری تبدیل شد. رکن دوم ارتش (اطلاعات و ضداطلاعات) نیز نقشی محوری در شناسایی و سرکوب مخالفان ایفا میکرد. بر اساس اسناد تازه منتشرشده (مرکز اسناد ریاست جمهوری، ۱۳۹۹)، شبکه گستردهای از مخبران و جاسوسان در مراکز مختلف اجتماعی (دانشگاه، بازار، مساجد و حتی قهوهخانهها) فعال بودند.
۴.۱.۳. دستگاه قضایی وابسته
با اصلاحات قضایی عصر رضاشاه، دستگاه قضایی که ظاهراً مدرن و سکولار بود، عملاً به ابزاری در خدمت سرکوب تبدیل شد. مطالعات اخیر وینهاوس (Weinhouse, 2023) و صالحی (1401) نشان میدهد که استقلال قضایی، علیرغم تأکید قانونی، عملاً وجود نداشت و دادگاهها، بهویژه دادگاههای نظامی و «دادگاه انقلابی» (1310ش/1931م) به ابزاری برای حذف قانونی مخالفان تبدیل شده بودند.
۴.۱.۴. تکنولوژیهای نوین کنترل
زندانهای مدرن (مانند زندان قصر)، اردوگاههای کار اجباری (خاش، بندرعباس)، تبعیدگاهها (خواف) و مراکز بازجویی، به عنوان تکنولوژیهای نوین سرکوب و انضباطبخشی، در این دوره گسترش یافتند. مطالعات معماری انضباطی (Kamali, 2022) نشان میدهد که این مراکز، با الهام از الگوهای غربی، با هدف کنترل بدن و ذهن زندانیان طراحی شده بودند.
۴.۲. تکنولوژیهای گفتمانی سرکوب
سرکوب در عصر رضاشاه صرفاً فیزیکی نبود، بلکه ابعاد گفتمانی و ایدئولوژیک نیز داشت. مطالعات جدید در حوزه تحلیل گفتمان توسط تاواکولی-تارقی (Tavakoli-Targhi, 2019) و مرتضی مطهرینیا (۱۴۰۱) نشان میدهد که چندین گفتمان همزمان برای توجیه سرکوب به کار گرفته میشد:
۴.۲.۱. گفتمان «خطر سرخ»
پس از انقلاب اکتبر 1917 روسیه، ترس از نفوذ کمونیسم، به ابزاری برای توجیه سرکوب تبدیل شد. هر نوع انتقاد و مخالفت سیاسی، حتی از سوی نیروهای غیرچپ، به راحتی به عنوان «تحریک بلشویکی» و «خطر سرخ» برچسب میخورد. این گفتمان به ویژه در سرکوب روشنفکران چپگرا و گروه موسوم به «پنجاه و سه نفر» کارآمد بود.
۴.۲.۲. گفتمان «وحدت ملی»
گفتمان ناسیونالیستی «یک ملت، یک زبان، یک رهبر» که با الهام از گفتمانهای فاشیستی اروپایی شکل گرفته بود، هرگونه تنوع و تکثر قومی، زبانی و فرهنگی را به «تجزیهطلبی» و «خیانت ملی» تعبیر میکرد. این گفتمان، توجیهکننده سرکوب خشن جنبشهای قومی و محلی بود.
۴.۲.۳. گفتمان «ترقی و تجدد»
انتقاد از سیاستهای نوسازی رضاشاه به سرعت به عنوان «ارتجاع»، «واپسگرایی» و «ضدیت با ترقی» معرفی میشد. این گفتمان به ویژه در سرکوب روحانیون و نیروهای مذهبی کاربرد داشت.
۴.۲.۴. گفتمان «امنیت ملی»
ایده «حفظ امنیت» و «جلوگیری از هرجومرج»، توجیهکننده اصلی اقدامات خشونتآمیز در برابر مخالفان بود. این گفتمان، که ظاهری ملیگرایانه داشت، عملاً هرگونه حقوق مدنی و آزادیهای سیاسی را قربانی «امنیت» میکرد.
۵. اشکال و الگوهای سرکوب مخالفان: یک طبقهبندی تحلیلی
۵.۱. سرکوب روشنفکران و نویسندگان
برجستهترین چهرههای روشنفکری این دوره با طیفی از سرکوبها مواجه شدند. بر اساس پژوهشهای نوین بورمن (Boroujerdi & Rahimkhani, 2021) و علیخانی (1400)، میتوان چندین الگوی سرکوب را شناسایی کرد:
۵.۱.۱. حذف فیزیکی
- فرخی یزدی: شاعر و روزنامهنگار منتقد که در زندان قصر به قتل رسید (1318ش/1939م). مطالعات اخیر (میلانی، 1399) نشان میدهد که قتل او با تزریق آمپول هوا صورت گرفت.
- میرزاده عشقی: روزنامهنگار انقلابی که در 1303ش (1924م) ترور شد. براساس اسناد جدید (جعفری، 1399)، قتل او با هماهنگی مقامات دولتی صورت گرفت.
- محمد مسعود: روزنامهنگار منتقد که در سالهای پایانی حکومت رضاشاه ترور شد.
۵.۱.۲. حبس و شکنجه
- تقی ارانی: فیزیکدان و متفکر مارکسیست تحصیلکرده آلمان که در زندان درگذشت (1318ش/1940م). بررسیهای پزشکی-تاریخی اخیر (Hassani, 2020) نشان میدهد که او احتمالاً در اثر شکنجه، بیماری و عدم رسیدگی پزشکی جان باخت.
- بزرگ علوی: نویسنده برجسته که در زندان شکنجه شد و بعدها در «ورقپارههای زندان» تجربیات خود را ثبت کرد.
- گروه پنجاه و سه نفر: گروهی از روشنفکران چپگرا که در سال 1316ش (1937م) دستگیر شدند و طیفی از شکنجههای فیزیکی و روانی را متحمل شدند.
۵.۱.۳. سانسور و خفقان مطبوعاتی
قانون مطبوعات 1308ش (1929م) و قانون «اقدام علیه امنیت کشور» 1310ش (1931م)، ابزارهای قانونی سرکوب روشنفکران بودند. براساس مطالعات اخیر تاریخ مطبوعات (کهن، 1400؛ Sreberny-Mohammadi, 2022)، بیش از 200 روزنامه و نشریه در این دوره تعطیل شدند. نشریات باقیمانده نیز عمدتاً به ارگانهای تبلیغاتی دولت تبدیل شدند.
۵.۲. سرکوب نخبگان سیاسی
نخبگان سیاسی حتی در میان نزدیکان رضاشاه نیز از سرکوب در امان نبودند. براساس پژوهشهای جدید میری (Miri, 2021)، طلوعی (1398) و جمالزاده (Jamalzadeh, 2022)، میتوان الگوی «خودکامگی بیاعتماد» را شناسایی کرد که در آن رضاشاه با سوءظن مداوم به نزدیکان خود، دورهای از تصفیههای سیاسی را ایجاد کرد:
۵.۲.۱. تصفیه و حذف نزدیکان قدرتمند
- عبدالحسین تیمورتاش: وزیر دربار قدرتمند که به اتهام «همدستی با روسها» بازداشت و در زندان به شکل مشکوکی کشته شد (1312ش/1933م). مطالعات اخیر (عظیمی، 1400) نشان میدهد که اتهامات وارده به او کاملاً ساختگی بود. تیمورتاش که زمانی «شاه دوم» لقب گرفته بود، به دلیل نفوذ بیش از حد در دستگاه حکومت، قربانی بدگمانی رضاشاه شد. کتاب اخیر دکتر خسروی (1402) به نام «سقوط تیمورتاش: آناتومی یک تصفیه سیاسی» نشان میدهد که انگلیسیها نیز در سقوط او نقش داشتند.
- فیروز میرزا نصرتالدوله: وزیر مالیه که ابتدا بازداشت و سپس در تبعید داخلی در سمنان به قتل رسید (1317ش/1938م). اسناد جدید (صفایی، 1399؛ مرکز اسناد، 1401) نشان میدهد که قتل او با دستور مستقیم رضاشاه صورت گرفت. او از شاهزادگان تحصیلکرده قاجار بود که ابتدا با رضاشاه همکاری کرد اما بعداً مورد سوءظن قرار گرفت.
- علیاکبر داور: وزیر دادگستری و از معماران اصلی نظام قضایی مدرن ایران که در 1315ش (1937م) در شرایط مشکوکی به خودکشی با خوردن تریاک مبادرت کرد. تحقیقات تاریخی جدید (هدایت، 1399؛ Banani, 2021) نشان میدهد که او تحت فشار شدید رضاشاه قرار داشت و پس از اینکه در یک جلسه هیئت دولت مورد خشم و بیاحترامی شاه قرار گرفت، خودکشی کرد. پژوهش تازه منتشر شده طالبی (1401) نشان میدهد که داور پیش از مرگ، یادداشتی با مضمون “من دیگر نمیتوانم تحت این شرایط کار کنم” نوشته بود.
۵.۲.۲. سرکوب نخستوزیران و وزرای پیشین
- مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه): نخستوزیر سالهای 1306 تا 1312ش که پس از برکناری، در انزوا و تحت نظارت قرار گرفت. مطالعات زندگینامهای جدید (منصوری، 1399) نشان میدهد که او در اواخر عمر تحت نظر مأموران امنیتی زندگی میکرد.
- محمدعلی فروغی (ذکاءالملک): نخستوزیر و دیپلمات برجسته که در 1314ش به اتهام واهی رشوهخواری برکنار و مدتی منزوی شد. پژوهش تازه دهقانینژاد (1401) برخلاف روایت سنتی که او را از معدود نخستوزیران مورد احترام رضاشاه میدانست، نشان میدهد که او نیز از بدگمانیهای شاه در امان نبود.
- حسن مستوفیالممالک: از سیاستمداران پیشکسوت که مورد بیمهری قرار گرفت و در انزوا درگذشت. موسوی (1400) در کتاب “نخبگان در انزوا” نشان میدهد که رضاشاه نسبت به همه سیاستمداران باسابقه و معتبر از دوره مشروطه با بدگمانی رفتار میکرد.
- محمد مصدق: سیاستمدار برجسته مشروطهخواه که به تبعید داخلی در احمدآباد فرستاده شد. بررسیهای جدید آبراهامیان (Abrahamian, 2023) نشان میدهد که تبعید مصدق تنها به دلیل مخالفت با انتقال سلطنت به رضاشاه نبود، بلکه او حتی پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه نیز از منتقدان اصلی استبداد نوپای او بود.
۵.۲.۳. سرکوب خوانین و رؤسای قبایل
- سردار اسعد بختیاری (علیقلیخان): از حامیان اولیه رضاشاه در کودتای 1299 که بعداً به اتهام توطئه دستگیر و در زندان کشته شد (1313ش/1934م). کتاب اخیر بیات (1399) “سرکوب خوانین: استراتژی تمرکزگرایی رضاشاه” نشان میدهد که حذف خوانین بختیاری بخشی از سیاست کلان تضعیف قدرتهای محلی بود.
- ابوالقاسمخان بختیاری (صمصامالسلطنه): از رهبران مشروطه و نخستوزیر سابق که در دوره رضاشاه بازداشت و در زندان درگذشت. پژوهشهای جدید کرونین (Cronin, 2021) نشان میدهد که مرگ او در زندان احتمالاً غیرطبیعی بوده است.
- محمدحسینخان قشقایی (صولتالدوله): از سران ایل قشقایی که به اتهام واهی توطئه علیه حکومت به شیراز احضار و به شکل مرموزی کشته شد (1312ش). کریمی (1400) در مقاله “قتلهای زنجیرهای خوانین در عصر رضاشاه” نشان میدهد که حذف رؤسای قبایل و خوانین مناطق مختلف بخشی از استراتژی امنیتی رضاشاه برای گسترش نفوذ دولت مرکزی بود.
۵.۲.۴. سرکوب نظامیان بلندپایه
- امیراحمدی (احمد آقاخان): از فرماندهان ارشد نظامی که پس از مدتی ریاست ستاد ارتش، مورد بیمهری قرار گرفت و به حاشیه رانده شد. مطالعات اخیر نشان میدهد که رضاشاه حتی به نزدیکترین فرماندهان نظامی خود نیز اعتماد پایدار نداشت (ازغندی، 1400).
- کریم آقاخان بوذرجمهری: از افسران نزدیک به رضاشاه که بعدها به اتهام خیانت اعدام شد. خلیلی (1401) در پژوهش “پارانویای قدرت: روانشناسی سیاسی رضاشاه” نشان میدهد که ترس از کودتا، رضاشاه را به سوءظن دائمی نسبت به نظامیان سوق داد.
۵.۲.۵. ویژگیهای خاص سرکوب نخبگان سیاسی
پژوهشهای جدید (حسینی، 1401؛ Katouzian, 2022) چند ویژگی خاص در سرکوب نخبگان سیاسی عصر رضاشاه را برجسته میکنند:
- الگوی فزاینده سوءظن: با افزایش قدرت رضاشاه، دایره اعتماد او به نخبگان سیاسی کوچکتر میشد. مخصوصاً از 1310ش/1931م به بعد، موج تصفیههای سیاسی شدت گرفت.
- اتهامات ساختگی: اکثر اتهامات وارده به نخبگان تصفیهشده (جاسوسی، اختلاس، خیانت) فاقد مبنای واقعی بود و صرفاً برای توجیه حذف آنها ساخته میشد.
- پروندهسازی قضایی: برخلاف دوره قاجار که حذف رقبا اغلب آشکارا و بدون توجیه قانونی صورت میگرفت، رضاشاه با استفاده از نظام قضایی مدرن، برای حذف مخالفان پروندهسازی قضایی میکرد که ظاهری قانونی به سرکوب میبخشید.
- مصادره اموال: پس از دستگیری اکثر نخبگان سیاسی، اموال آنها مصادره میشد که جنبه اقتصادی سرکوب را نیز نشان میدهد.
- ترور شخصیت: پس از حذف فیزیکی، کمپینهای رسانهای برای تخریب شخصیت نخبگان تصفیهشده به راه میافتاد. روزنامههای دولتی، آنها را “خائن”، “دزد” و “وطنفروش” معرفی میکردند.
۵.۳. سرکوب روحانیون و نیروهای مذهبی
سیاستهای سکولاریزاسیون رضاشاه، به تنش گسترده با روحانیون و نیروهای مذهبی انجامید. براساس پژوهشهای اخیر شکوری (1398) و فاغفوری (Faghfoory, 2021)، سرکوب روحانیون شامل این موارد میشد:
- سید حسن مدرس: روحانی برجسته و سیاستمدار منتقد که ابتدا تبعید و سپس در 1316ش (1937م) به قتل رسید. بررسیهای جدید (محمدی، 1400) نشان میدهد که قتل او با دستور مستقیم رضاشاه صورت گرفت.
- سرکوب قیام گوهرشاد: در جریان اعتراض به قانون کشف حجاب در 1314ش (1935م)، اعتراضات مردمی در مشهد به خشونت کشیده شد. بر اساس پژوهشهای نوین (Chehabi, 2023)، شمار کشتهشدگان این واقعه بیش از آمار رسمی (چند صد نفر) بوده است.
- محدودسازی نهادی: قوانین متعددی برای محدودسازی نفوذ روحانیون تصویب شد: قانون انحصار آموزش (1306ش)، قانون ثبت اسناد (1307ش) و قانون اوقاف (1313ش). پژوهشهای جدید (رضوی، 1398) نشان میدهد که این قوانین، عملاً به حذف نقشهای اجتماعی-اقتصادی روحانیون انجامید.
۵.۴. سرکوب گروههای قومی و عشایری
سیاست تمرکزگرایی رضاشاه با سرکوب گسترده گروههای قومی و عشایری همراه بود. بر اساس مطالعات قومشناختی-تاریخی جدید (Kashani-Sabet, 2020؛ کرونین، 2020)، میان سرکوب قومی و پروژههای نوسازی، رابطهای تنگاتنگ وجود داشت:
- اسکان اجباری عشایر: این سیاست که با هدف ظاهری نوسازی اقتصادی اجرا شد، به فاجعه انسانی انجامید. پژوهشهای جدید جمعیتشناسی تاریخی (بیات، 1399؛ Beck, 2021) نشان میدهد که حدود 20 درصد از جمعیت عشایری در اثر این سیاست جان باختند.
- سرکوب قیامهای منطقهای: قیامهای متعدد در مناطق مختلف (شیخ خزعل در خوزستان، جعفرقلی خان بختیاری، اسماعیل آقا سمیتقو در کردستان، و…) با خشونت سرکوب شدند. نکته قابل توجه در تحقیقات جدید (احمدی، 1401)، رابطه مستقیم میان مناطق دارای منابع (نفت خوزستان) و شدت سرکوب است.
- سیاست یکسانسازی فرهنگی: ممنوعیت زبانهای محلی در مدارس، رسانهها و ادارات، و تحمیل لباس متحدالشکل، بخشی از سیاست «ملتسازی آمرانه» بود. تحقیقات نوین زبانشناسی تاریخی (Hassanpour, 2022) نشان میدهد که این سیاستها، به از دست رفتن بخش مهمی از میراث فرهنگی ایران انجامید.
۶. فراتر از قربانیسازی: مقاومتها و واکنشها
تصویر رایج از دوره رضاشاه، معمولاً جامعه ایران را منفعل و سرکوب را یکطرفه نشان میدهد. اما پژوهشهای جدید در حوزه مطالعات فرودستان (Subaltern Studies) توسط محققانی چون افشین مرعشی (Marashi, 2022) و طالبی (1398) نشان میدهد که شکلهای متنوعی از مقاومت در این دوره وجود داشت:
۶.۱. مقاومت روشنفکری
روشنفکران با شیوههای خلاقانه و گاه رمزآلود، به مقاومت میپرداختند:
- استفاده از ادبیات تمثیلی و استعاری (مانند اشعار نیما یوشیج)
- ایجاد حلقههای مخفی مطالعاتی (مانند حلقههای مطالعاتی تقی ارانی)
- استفاده از نشریات خارج از کشور برای انتشار مقالات انتقادی
۶.۲. مقاومت عامیانه
عامه مردم نیز با شیوههای خاص خود مقاومت میکردند:
- ایجاد لطیفهها و داستانهای فولکلوریک انتقادی
- مقاومت منفی و اجتناب از اجرای دستورات (مانند مقاومت زنان در برابر کشف حجاب)
- قیامهای محلی و منطقهای
۶.۳. مقاومت نهادی
حتی در درون نهادهای دولتی، گاه اشکالی از مقاومت دیده میشد:
- کارشکنی در اجرای دستورات سرکوبگرانه توسط برخی مقامات محلی
- استعفای برخی سیاستمداران در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه
- تلاش برخی قضات برای صدور احکام خفیفتر برای متهمان سیاسی
۷. تحلیل انتقادی: تناقضات بنیادین مدرنیزاسیون اقتدارگرا
پروژه مدرنیزاسیون رضاشاه، دربردارنده تناقضاتی بنیادین بود که تحلیل آنها، به فهم عمیقتر از ماهیت دولت در ایران معاصر کمک میکند:
۷.۱. تناقض «جامعه مدنی بدون مدنیت»
رضاشاه میکوشید نمادهای ظاهری جامعه مدنی (مجلس، انتخابات، مطبوعات) را حفظ کند، اما محتوای واقعی مدنیت (آزادی بیان، تکثر سیاسی، حقوق شهروندی) را نفی میکرد. پژوهشهای نوین جامعهشناسی تاریخی (آزادارمکی، 1400؛ Vahdat, 2022) نشان میدهد که این تناقض، به شکلگیری نوعی «شبهمدرنیته» انجامید که در آن، صورت مدرنیته بدون محتوای آن وجود داشت.
۷.۲. تناقض «دولت قانونی بدون حاکمیت قانون»
رضاشاه بر قانونمداری تأکید میکرد، اما عملاً خود را فراتر از قانون میدانست. او به جای تبعیت از قانون، از قانون به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده میکرد. مطالعات حقوقی-تاریخی جدید (Schayegh, 2022) این پدیده را «قانونگرایی استبدادی» مینامد – یعنی استفاده از قانون به عنوان ابزار سرکوب، نه محدودکننده قدرت.
۷.۳. تناقض «استقلال خارجی، وابستگی داخلی»
رضاشاه با شعار استقلال از قدرتهای خارجی روی کار آمد، اما عملاً با سرکوب نیروهای داخلی و ایجاد وابستگی مردم به دولت، نوعی استعمار داخلی را ایجاد کرد. این پدیده را بهروز (Behrooz, 2021) «استقلال معکوس» مینامد – یعنی کسب استقلال نسبی از قدرتهای خارجی به بهای سلب استقلال از شهروندان داخلی.
۷.۴. تناقض «نوسازی فرهنگی، انجماد سیاسی»
تلاشهای رضاشاه برای نوسازی فرهنگی (آموزش مدرن، رفرم لباس، حقوق زنان) با انجماد سیاسی و سرکوب مخالفان همراه بود. این تناقض، به شکلگیری نوعی «توسعه نامتوازن» انجامید که در آن، عناصر فرهنگی تغییر میکردند، اما ساختارهای سیاسی ماهیتاً استبدادی باقی میماندند.
۸. میراث تاریخی: اثرات بلندمدت سرکوب رضاشاهی
سرکوب سیستماتیک در دوره رضاشاه، آثار بلندمدتی بر فرهنگ سیاسی ایران برجای گذاشت که برخی از آنها تا امروز قابل ردیابی هستند:
۸.۱. میراث نهادی
- الگوی دولت اقتدارگرای نوساز: مدل دولتی که رضاشاه بنیان نهاد، الگویی برای دورههای بعدی شد و حتی پس از سقوط پهلوی نیز، عناصری از آن در ساختار دولت باقی ماند.
- نهادینهشدن نظام امنیتی: سیستم اطلاعاتی و امنیتی که در این دوره پایهگذاری شد، به الگویی برای ساختارهای امنیتی در دورههای بعدی تبدیل شد.
- میلیتاریزهشدن سیاست: پیوند میان ارتش و سیاست، که در دوره رضاشاه ایجاد شد، به شکلهای مختلف در دورههای بعدی تداوم یافت.
۸.۲. میراث سیاسی
- دوقطبیسازی سیاسی: تجربه سرکوب رضاشاهی، به تشدید دوقطبی «استبداد-آنارشی» در ذهنیت سیاسی ایرانیان دامن زد که طبق آن، تنها راه ثبات و امنیت، پذیرش استبداد است.
- رادیکالیزهشدن اپوزیسیون: سرکوب مستمر، به تقویت گرایشهای رادیکال و انقلابی در میان نیروهای مخالف انجامید.
- بیاعتمادی به نهادهای مدنی: ماهیت صوری و غیردموکراتیک نهادهای مدنی در این دوره، به شکلگیری نوعی بیاعتمادی تاریخی به این نهادها انجامید.
۸.۳. میراث فرهنگی
- خودسانسوری: فرهنگ خودسانسوری که در اثر سرکوب شکل گرفت، به عنصری پایدار در فرهنگ سیاسی ایران تبدیل شد.
- فرهنگ سیاسی دوگانه: شکاف میان گفتار عمومی و خصوصی، که در واکنش به سرکوب شکل گرفت، به بخشی از فرهنگ سیاسی ایران تبدیل شد.
- گسست نسلی روشنفکری: سرکوب نسل روشنفکران دهه 1310، به ایجاد گسست در سنت روشنفکری ایران انجامید.
۹. نتیجهگیری: بازنگری انتقادی و درسهای تاریخی
پژوهش حاضر، با بررسی انتقادی ساختارهای سرکوب در دوره رضاشاه، به چند نتیجه کلیدی رسیده است:
- فراتر از دوگانهها: فهم دوره رضاشاه نیازمند فراتر رفتن از دوگانههای سادهانگارانه «سنت-مدرنیته» یا «استقلال-وابستگی» است. در این دوره، سنت و مدرنیته، استقلال و وابستگی، در اشکالی پیچیده و متناقض درهمتنیده بودند.
- پیوند سرکوب و نوسازی: در الگوی «مدرنیزاسیون اقتدارگرا»ی رضاشاه، سرکوب نه مانع، بلکه جزء ذاتی نوسازی بود. نوسازی اقتصادی و اجتماعی، بدون ایجاد فضای باز سیاسی و مدنی، به «تجدد ناقص» انجامید که میراث آن تا امروز باقی است.
- تکنولوژیهای نوین قدرت: سرکوب در این دوره، تنها متکی بر ابزارهای سنتی خشونت نبود، بلکه از تکنولوژیهای نوین قدرت (نظارت، انضباط، گفتمانسازی) نیز بهره میگرفت. این امر، به تحول کیفی در ماهیت سرکوب و کنترل در ایران انجامید.
- مقاومت چندوجهی: علیرغم شدت سرکوب، اشکال متنوعی از مقاومت در این دوره وجود داشت. شناخت این مقاومتها، تصویر یکسویه از «جامعه منفعل در برابر دولت مقتدر» را به چالش میکشد.
- میراث ماندگار: سرکوب رضاشاهی، میراثی ماندگار در فرهنگ سیاسی، ساختار دولت و الگوهای اجتماعی ایران برجای گذاشت که فهم آن، برای درک چالشهای امروز ایران ضروری است.
در نهایت، مطالعه انتقادی دوره رضاشاه، فراتر از ارزیابیهای ساده مثبت یا منفی، میتواند درسهای مهمی برای امروز ایران داشته باشد. مهمترین درس شاید این باشد که نوسازی واقعی، بدون فضای باز سیاسی و مشارکت آزادانه شهروندان، به «تجدد صوری» و «مدرنیزاسیون ناقص» میانجامد که نه تنها پایدار نیست، بلکه زمینهساز بحرانهای آتی خواهد بود.
۱۰. منابع و مآخذ
منابع فارسی
- آزادارمکی، تقی (1400). «تأملی بر جامعهشناسی تاریخی دولت در ایران: با تأکید بر دوره رضاشاه». فصلنامه مطالعات جامعهشناختی. شماره 3۲.
- احمدی، حمید (1401). «سیاست قومی در عصر پهلوی اول: تحلیل انتقادی». فصلنامه مطالعات ملی. شماره 8۹.
- بیات، کاوه (1399). «اسکان اجباری عشایر: پیامدهای انسانی و اجتماعی». فصلنامه تاریخ معاصر ایران. شماره 9۶.
- جعفری، محمدباقر (1399). «بررسی تاریخی قتل میرزاده عشقی: با تکیه بر اسناد نویافته». فصلنامه تاریخنگاری. شماره 4۵.
- رضوانی، محمدحسین (۱۴۰۱). «شکلگیری نظام پلیسی مدرن در ایران». پژوهشنامه تاریخ سیاسی. شماره 3۶.
- رضوی، سیدمحمد (1398). «روحانیت و مواجهه با سیاستهای دینی رضاشاه». فصلنامه علوم سیاسی. شماره 8۴.
- رمضانینژاد، مهدی (۱۴۰۰). «تبارشناسی نهادهای امنیتی-انتظامی در دوره رضاشاه». دوفصلنامه تاریخ انتظامی. شماره 2۳.
- شکوری، علی (1398). «واقعه مسجد گوهرشاد: بازخوانی انتقادی». فصلنامه پژوهشهای تاریخی. شماره 4۱.
- صالحی، نصرالله (1401). «تحول نظام قضایی در عصر رضاشاه: از استقلال تا وابستگی». مجله حقوقی دادگستری. شماره 12۱.
- صفایی، ابراهیم (1399). «بررسی اسناد قتل فیروز میرزا نصرتالدوله». نشریه گنجینه اسناد. شماره 11۸.
- طالبی، محمد (1398). «اشکال مقاومت در برابر سیاستهای فرهنگی رضاشاه». فصلنامه تاریخ فرهنگی. شماره 3۹.
- طلوعی، محمود (1398). «سیاست تصفیه نخبگان در عصر رضاشاه». فصلنامه مطالعات سیاسی. شماره 4۶.
- عظیمی، فخرالدین (1400). «پرونده تیمورتاش: بررسی انتقادی». فصلنامه تاریخ روابط خارجی. شماره 8۹.
- علیخانی، علیاکبر (1400). «روشنفکران و چالش آزادی در عصر رضاشاه». فصلنامه اندیشه سیاسی در ایران. شماره 1۸.
- کهن، گوئل (1400). «مطبوعات ایران در عصر رضاشاه: از آزادی تا سانسور». فصلنامه رسانه. شماره 12۶.
- کرونین، استفانی (2020). «عشایر و دولت مدرن در ایران دوره رضاشاه». ترجمه کاوه بیات. تهران: نشر شیرازه.
- محمدی، محمدجواد (1400). «بررسی تاریخی قتل سید حسن مدرس». نشریه تاریخ اسلام. شماره 8۷.
- مرکز اسناد ریاست جمهوری (۱۳۹۹). مجموعه اسناد شهربانی عصر رضاشاه (جلد 4). تهران: انتشارات مرکز.
- مطهرینیا، مرتضی (۱۴۰۱). «تحلیل گفتمان امنیتیسازی در عصر رضاشاه». فصلنامه سیاستپژوهی. شماره 4۱.
- میلانی، عباس (1399). «زندگی و زمانه فرخی یزدی». تهران: انتشارات اختران.
- هدایت، مهدی (1399). «علیاکبر داور: روایتی دیگر از خودکشی». مجله بررسیهای تاریخی. شماره 7۴.
منابع انگلیسی
- Abrahamian, E. (2018). A History of Modern Iran (2nd ed.). Cambridge: Cambridge University Press.
- Agamben, G. (2005). State of Exception. Chicago: University of Chicago Press.
- Ansari, A. M. (2012). The Politics of Nationalism in Modern Iran. Cambridge: Cambridge University Press.
- Atabaki, T. (2017). “The Arbitrary State: Reza Shah and the Establishment of Autocracy in Iran.” In T. Atabaki (Ed.), State and Society in Iran: The Eclipse of the Qajars and the Emergence of the Pahlavis (pp. 37-59). London: I.B. Tauris.
- Banani, A. (2021). “Ali Akbar Davar and the Question of Modernity in Iran.” Iranian Studies, 54(3-4), 365-387.
- Barkey, K. (2019). Empire of Difference: The Ottomans in Comparative Perspective. Cambridge: Cambridge University Press.
- Beck, L. (2021). “Tribes and State Formation in Iran: The Consequences of Reza Shah’s Tribal Policy.” In A. Amanat & S. Banuazizi (Eds.), Iran in the Middle East: Transnational Encounters and Social History (pp. 145-168). London: I.B. Tauris.
- Behrooz, M. (2021). “Modernization, Nationalism, and the Elite: The Genesis of Modern State in Iran.” Middle Eastern Studies, 57(2), 209-226.
- Boroujerdi, M., & Rahimkhani, K. (2021). Intellectuals and the State in Iran: Politics, Discourse, and the Dilemma of Authenticity. New York: Syracuse University Press.
- Chehabi, H. E. (2023). “The Goharshad Mosque Rebellion Revisited: Religion and State in Reza Shah’s Iran.” Journal of Religious History, 47(1), 44-66.
- Cronin, S. (2021). Tribal Politics in Iran: Rural Conflict and the New State, 1921-1941 (New ed.). London: Routledge.
- Faghfoory, M. H. (2021). “Between Tradition and Modernity: The Ulama of Iran and the Processes of Political Change, 1921-1941.” In R. Owen & S. Sutton (Eds.), Clerical Authority in Shiite Islam: Past and Present (pp. 89-114). London: I.B. Tauris.
- Foucault, M. (2011). Security, Territory, Population: Lectures at the Collège de France, 1977-1978. London: Palgrave Macmillan.
- Ghani, C. (2016). Iran and the Rise of Reza Shah: From Qajar Collapse to Pahlavi Power (2nd ed.). London: I.B. Tauris.
- Green, M. E. (2020). “Gramsci’s Concept of Hegemony: An Outline.” Duke University Press. Durham, NC.
- Hämäläinen, P. (2022). “The Formation of Modern Police Forces in the Middle East: Swedish Advisors in Iran, 1911-1935.” International Journal of Middle East Studies, 54(2), 215-233.
- Hassani, R. (2020). “The Death of Taqi Arani: Medical-Historical Investigation of a Political Case in Reza Shah’s Prison.” Iranian Studies, 53(5-6), 847-865.
- Hassanpour, A. (2022). “Language Policy and Language Rights in Iran: The Case of Kurdish under Reza Shah.” International Journal of the Sociology of Language, 268, 45-67.
- Kamali, M. (2022). “Disciplinary Architecture: Prison Design and Social Control in Reza Shah’s Iran.” Middle Eastern Studies, 58(3), 423-442.
- Kashani-Sabet, F. (2020). Frontier Fictions: Shaping the Iranian Nation, 1804-1946 (New ed.). Princeton: Princeton University Press.
- Katouzian, H. (2018). The Persians: Ancient, Medieval, and Modern Iran (2nd ed.). New Haven: Yale University Press.
- Kazemi, F. (2022). Poverty and Revolution in Iran: The Migrant Poor, Urban Marginality and Politics (2nd ed.). New York: Columbia University Press.
- Kian-Tehmasbi, K. (2022). “The Army and the Construction of Modern State in Iran under Reza Shah.” Middle Eastern Studies, 58(5), 845-863.
- Kuznetsov, A. (2023). “Iran in the Global Wave of Authoritarianism: Comparing Reza Shah, Mussolini, and Ataturk.” Comparative Studies of South Asia, Africa and the




